تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
شايستگى آن را داشته باشند كه حافظ اصول ، مبانى فكرى و عقيدتى اسلام باشند ؛ 2 . اگر فروع و احكام اسلام آن چنان روشن و آشكار بود و يا اطلاع و آگاهى مردم در اين مسائل به حدى بود كه مىتوانستند حق را از باطل تشخيص دهند ؛ 3 . اگر احاديث پيامبر يك جا و دربست در اختيار آنان بود كه با مراجعه به آن بتوانند حديث صحيح را از مجعول و افكار اسرائيلى و مسيحى را از اسلامى بازشناسند . در اين صورت ، ازيك جهت - تا جهات ديگر را مورد بررسى قرار دهيم امت از وجود امام معصوم بىنياز مىشد ، زيرا فرض اين است كه خود امت مىتوانست بر مشكلات خود فايق و پيروز گردد ، ولى جان سخن در همين سه « اگر » و امثال آنهاست . اينك قدرى دربارهء اين سه « اگر » كه بيانگر شرايط و زمينه‌هاى ايجاب كننده است ، بحث مىكنيم :

الف ) رشد فكرى آنان در حفظ اصول اسلام

اسلام با يك سلسله معارف و اصول و با يك رشته مبانى فكرى و عقلى به جهان عرضه شد . همه مىدانيم كه اسلام فقط در مسائل اجتماعى ، اقتصادى و سياسى خلاصه نمىگردد و هدف اسلام ، تنها تأمين دنياى مردم نيست ، بلكه بخش مهمى از ايدئولوژى اسلامى را معارف عقلى و عقيدتى كه زير بناى بسيارى از مسائل اسلامى است ، تشكيل مىدهد . در آيات قرآن و احاديث پيامبر ، بخش مهمى از معارف اسلام وارد شده و بسيارى از آيات مكى ، متكفل بيان اين بخش از معارف است . فعلًا مجال آن نيست كه دربارهء معارف اصيل اسلامى بحث و گفتگو كنيم و يا به فهرست و رؤوس مسائل آن اشاره كنيم ، ولى مىتوان گفت كه بحث در مسائل زير ، جزو معارف اسلامى است :