تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
دارند . پيشوايان مذاهب چهارگانهء اهل تسنن در كمتر مسأله‌اى اتفاق نظردارند . مسلمانان درموضوع وضو كه كار روزمرهء آنهاست ، اختلاف نظر دارند و هر فرقه‌اى با ظاهر قرآن براى نظر خود استدلال مىكند . بنابراين وجود امام براى حل اين اختلافات و حفظ احكام واقعى اسلام لازم است .

ج ) امام ، حافظ سنت پيامبراست

وجود امام ، نه تنها در جلوگيرى ازاختلافات دراصول و فروع مفيد وضرورى است ، بلكه وجود وى در مرحلهءديگر كه خطرناك‌تر ازاختلاف دراصول‌و فروع است ، به صورت ضرورىترى تجلى مىكند ؛ زيرا يكى ازبلاهاى بزرگى كه جامعهءاسلامى پس ازدرگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله با آن رو به‌رو شد ، موضوع داغى بازار جعل حديث بود . جاعلان حديث و تاريخ ، با انگيزه‌هاى گوناگون وارد اين ميدان شدند . برخى ازيهوديان و مسيحيان مسلمان‌نما مانند « كعب الاحبار » و يا « وهب بن منبه » روى عداوتى كه با اسلام داشتند ، يك رشته اسرائيليات و مسيحيات را وارد تاريخ اسلام كردند و گروهى ازمسلمانان ضعيف الايمان ، به تحريك خلفا و امراى وقت و يا به خاطرشهرت و مقام‌خواهى يا انگيزه‌هاى ديگردست به جعل حديث زدند . اينك مشروح اين قسمت : گروه منافق ، چه آنهايى كه مشرك بودند و به ظاهر مسلمان شدند و يا آنهايى كه از آيين يهود و مسيح پيروى مىكردند ، و سپس به عللى به اسلام تظاهر نمودند ، ضربه‌هاى سنگينى بر علوم و معارف اسلام وارد آوردند . آنان با وارد كردن خرافات اسرائيلى و مسيحى در بين احاديث اسلامى و يا جعل حديث از زبان پيامبر گرامى ، چهرهء فرهنگ اسلام را دگرگون كرده و آن‌چه را كه تعاليم اسلام از آن بيزار است ، در فرهنگ اسلام وارد ساختند و به خورد جامعهء عوام و ساده‌لوح مسلمان دادند و مردم بر اثر خوش‌بينى به بيان شيرين و قيافهء جذاب و ظاهرالصلاح آنان ، تصور كردند كه آن‌چه از آنان مىشنوند ، همگى حق و حقيقت است .