آن فرد ساده و پاكدلى كه مىخواهد اسلام راستين را بجويد و از آن پيروى كند ، در برابر آن همه افكار غلط و پندارهاى بىاساس و مكتبهاى متضاد و متناقض ، چه كند و به كجا پناه ببرد و چگونه حق را از باطل تشخيص دهد ؟
اين جاست كه لزوم وجود امام معصوم و آگاه از اصول و معارف اسلام ، به روشنى جلوه مىكند كه در مقابل اين مذهبسازىها و مكتب تراشىها ، قد علم كند و بىپايگى اين مذاهب را برملا سازد .
امام در اين صورت ، ميزان حق و باطل و مايهء شناسايى نظريههاى ناروا خواهد بود . امت مىتواند با مراجعه به چنين فرد معصوم ، به اختلاف و كشمكشهاى خود در معارف و اصول دين خاتمه بخشد و چهرهءمعارف اسلام را با افكار لرزان خود مستورنسازد .
قرآن پناهگاه امت
در اين جا ممكن است گفته شود كه اگر قرآن پناهگاه امت و مرجع قطعى مسلمانان در مسائل اختلافى است ، چرا امت در مواقع اختلاف به جاى رجوع به امام ، به كتاب آسمانى مراجعه نكند و از اين ثقل اكبر بهره نبرد ؟
پاسخ آن روشن است ، زيرا كسى منكر داورى قرآن و قاطعيت حكم و بيان او در مسائل اختلافى نيست ، ولى قرآن مجيد با تمام گويايى كه دارد و با تمام قاطعيتى كه در طرح مطالب از خود نشان مىدهد ، پس از پيامبر پيوسته مستمسك همهء فرقههاى اسلامى بوده و هر ملتى با ظواهر قرآن بر معتقدات خود استدلال كرده است .
گروه اشاعره بر معتقدات خود با قرآن استدلال مىكرد همچنان كه معتزله كه در نقطهء مقابل آنان قرار داشت ، نظرهاى خود را با آيات قرآن توجيه مىنمود . گروه خوارج ، بديهىترين و فطرىترين مسأله ، يعنى لزوم حاكميت در ميان ملت را منكر مىشد و بر عقيدهء خود به آيهء « ان الحُكمُاى لله » استدلال مىكرد ، تمام