اختيار او بگذارد ، ولى او را از وسيلهء تكامل معنوى كه همان نصب امام معصوم است محروم سازد ؟
7 . وضع امامت در امتهاى گذشته چگونه بوده است ، آيا آنان نتيجهء زحمات خود را به دست افراد كامل مىسپردند و تربيت ديگران را به او واگذار مىكردند ، يا در اين باره سكوت مىنمودند ؟
به عبارت ديگر آيا جانشينان و اوصياى پيامبران پيشين به وسيلهءپيامبران براى مردم معرفى مىشدند يا اين كه مردم آنان را انتخاب مىكردند ؟ اگر وضع در امتهاى گذشته براساس نصب امام بوده است ، تغيير و دگرگونى در امت اسلام نياز به دليل محكم و بيان رسا دارد كه اين امت را از آن سيرهء مستمره باز دارد و در غير اين صورت مردم بايد به دنبال سيرهء امتهاى گذشته بروند .
8 . آيا حكومت حقهءالهيه بدون سرپرستى يك امام معصوم و آگاه از حدود و مقررات اسلام ، امكانپذير است ؟
به عبارت ديگر كسى كه مىخواهد به عنوان خليفه و جانشين پيامبر حكومت كند ، آيا بدون علم گسترده و عصمت مىتواند حكومت پيامبر را ادامه دهد و حكومت وى همانند حكومت پيامبر باشد و خلئى كه از فقدان وجود پيامبر بهوجود آمده است پر كند ؟
در اين جاست كه مسألهء امامت از نظر تجزيه و تحليل ، ابعاد گوناگونى پيدا كرده و در علوم مختلفى مانند تاريخ ، سياست ، جامعهشناسى ، تفسير و حديث ، ريشه پيدا مىكند و هر فردى مطابق رشتهء علمى خود مىتواند در اين مسأله قضاوت و داورى كند .
همانطور كه ملاحظه مىكنيد داورى در اين موضوعات هشت گانه نياز به يك رشته اطلاعات تاريخى ، سياسى ، جامعهشناسى ، قرآنى و حديثى دارد از اين جهت كمتر فردى مىتواند حق اين نكات را ادا كند . ما انديشمندان بزرگ را دعوت مىكنيم كه اين نكات حساس را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند ، تا حق را
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 428
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤٢٨