خائنان مصون دارد و آن را در برابر مكتبهاى باطل و متضاد كه هر كدام براى خود دليل قرآنى و حديثى ادعا مىكردند حفظ كند ، يا اين كه براى حفظ دين ، نگهبان و مراقبى لازم بود كه اصول ، فروع ، معارف و عقايد آن را از تحريف و تأويل حفاظت نمايد ؟
به عبارت ديگر ، آيا درك و شعور دينى مردم به پايهاى رسيده بود كه از بروز مكتبهاى متضاد و متناقض ، از پيدايش اختلاف در اصول و فروع اسلام و ساختن حديثهاى دروغ جلوگيرى كند ، يا اين كه رشد فكرى و فرهنگى در اين حد نبود ، بلكه براى جلوگيرى از اين حوادث ، مراقب و نگهبانى لازم بود ؟
2 . آيا سياست خارجى اسلام ، ايجاب مىكرد كه پيامبر گرامى جانشين و نمايندهء خود را در ميان مردم معين كند ، يا ايجاب مىكرد كه سرنوشت مردم را بهدست خود آنان بسپارد ؟
3 . آيا اطلاعات و آگاهى امت از كتاب ، سنت ، فروع ، اصول و كليهء نيازمندىهاى انسان تا روز رستاخيز به حدى بود كه آنان را از وجود امام معصوم و مطلع - كه علم و عصمت او همانند علم و اطلاع و عصمت پيامبر باشد بىنيازسازد ، يا پس از درگذشت پيامبر اكرم نياز شديدى به چنين امام آگاه معصوم داشتند ؟
4 . آيا رشد فكرى و قدرت دفاع منطقى امت از حريم عقايد به آن حدى بود كه از حريم اسلام دفاع كنند و به سؤالات و مناقشات يهود و نصارا پاسخ بگويند ؟
5 . برداشت پيامبر گرامىه و ياران پاك او از مسألهء امامت چگونه بود ، آياآن را يك مقام انتصابى و الهى تلقى مىكردند ، همانند ديگر مقامهاى اجتماعى ، مربوط به خود مردم مىدانستند ؟
6 . آيا تكامل امت در سايهء نصب امام معصوم است ، يا انتخاب امام غيرمعصوم ؟
هرگاه تكامل امت در سايهء نصب امام معصوم انجام مىگيرد ، چگونه ممكن است خداوند كه خواهان تكامل انسان است ، همه نوع ابزار تكامل مادى را در
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 427
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤٢٧