به عبارت ديگر همانطور كه مقام نبوت ، يك مقام و منصب الهى است و بايد نبى و پيامبر را خداوند تعيين نمايد ، و هرگز امكان ندارد فردى از طريق گزينش مردم به مقام نبوت برسد ، همچنين مقام امامت يك مقام الهى است كه هرگز فردى از طريق انتخاب مردم و يا انتخاب اهل حل و عقد و شورا به مقام امامت نمىرسد .
هرگز مردم بسان حكومتهاى دموكراتيك ، برنامهاى ندارند كه فردى را براى پيامبرى انتخاب كنند و يا انتخاب نكنند ، بلكه در اين مورد بحث از انتخاب ، شورا ، اتفاق آرا و اكثريت بىمعناست . در اين جا مسألهء شناخت و عدم شناخت ، ايمان و انكار ، تصديق و تكذيب مطرح است .
اگر همهء مردم جهان در يك انتخابات كاملًا آزاد « مسيلمهء كذاب » را با اتفاق نظر براى نبوت برگزينند و به پيامبر اسلام يك رأى هم ندهند ، دموكراتترين روشنفكر ليبرال اگر مؤمن واقعى باشد نبايد براى چنين گزينش و ردّى ، پشيزى ارزش قائل شود .
عين اين مطلب در امام نيز حكمفرماست . امامت واقعيتى است در امام ، همچنان كه نبوت حقيقتى است در پيامبر . از اين جهت بايد نبى و امام را شناخت .
گاهى مردم راه شناسايى موضوعى را در اختيار دارند و الماس را از سنگهاى قيمتى مىشناسند و آن را از شيشه و الماس تقلبى و بلور و الماس مصنوعى تشخيص مىدهند ، ولى گاهى در مردم چنين تشخيصى وجود ندارد و چنين وسيلهء تشخيصى در اختيار ندارند .
به عبارت روشنتر ، امامت و پيشوايى پس از پيامبر ، همان انجام وظايف مقام رسالت است و امام ، تمام وظايفى را كه به رسول و پيامبر واگذار شده ، بر عهده دارد . تنها تفاوتى كه رسول و امام دارند اين است كه پيامبر پايهگذار دين و طرف وحى الهى و داراى كتاب است ، و امام منهاى اين جهت نسخهء دوم پيامبر است ، يعنى مبيّن و بيانگر اصول و فروع ، حافظ و نگهبان دين از تحريف ، مرجع كليهء
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤٢٤