سجع و قافيه كشيده نمىشود و شبيه سخنان جن نيست ؛ زيرا سخنان جن همان ها بودند كه از زبان كاهنان مىشنيدند كه داراى مقاطع خاص و سجع ويژه و الفاظ ظريف بودند و پيچيدگى معانى و تجانس حروف از ويژگىهاى آن بهشمار مىرفت و اين خصوصيات ، آن را از سخنان معمولى ممتاز مىساخت . آنان مقيد بودند كه در مقام سخن گفتن با جملههايى كوتاه و مختصر كه داراى مقاطع خاص و سجع ويژهاى بود با مردم سخن بگويند . الفاظ غريب و نامأنوس ، دشوارى معانى و تجانس حروف از خصوصيات سخنان آنها بود .
2 . وَ انَّ فيهِ لَحَلاوَة
آن داراى شيرينى خاصى است كه عقول و نفوس را به سوى خود مىكشد و انسان از شنيدن آن لذت مىبرد .
3 . وَ انَّ فيهِ لَطَلاوَة
زيبايى خاصى دارد ، زيبايى الفاظ و جملههاى آن بر محسنات قرآن افزوده و شكوه خاصى به آن بخشيده است .
4 . وَ انَّ اعلاهُ لَمُثمِر
قرآن درخت عظيمى است كه شاخسارهاى آن پر بار و پرثمر است .
5 . وَ انَّاسفَلَهُ لَمُغدِق
قسمت زير و پايين آن ريشهدار و پربركت است . مادهء « غدق » در معناى بركت به كار مىرود چنان كه قرآن مىفرمايد :
« وَأَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً » ؛ « 1 »
اگر در راه حق استقامت ورزند با آب پر بركتى آنها را سيراب مىكنيم .
مقصود وليد اين است كه قرآن درختى با ريشههاى فراوان است كه در نقاط مختلف روح و روان رسوخ مىكند و همچنين ممكن است اشاره به معانى
هامش
( 1 ) . جن ( 72 ) آيهء 16 .