وَلايُعلى عَلَيه ؛ « 1 »
من از محمد سخنى شنيدم كه هرگز شبيه كلام انس و جن نيست ، سخن او شيرينى خاص و زيبايى مخصوصى دارد ، شاخسار آن پرميوه و ريشههاى آن پر بركت است ، سخنى است برجسته و هيچ سخنى از آن برجستهتر نيست ( وهرگز قابل معارضه و مبارزه نمىباشد ) .
او اين جملهها را گفت و راه خود را در پيش گرفت و قريش تصور كردند كه وى به آيين محمد گرويده است .
به قول يكى از دانشمندان بزرگ ، « 2 » اين جمله نخستين تقريظى است كه از سوى استادى از استادان بلاغت دربارهء قرآن گفته شده است و تدبر در مضامين جملههاى او نحوهء برداشت عرب را از اعجاز قرآن در عصر رسول خدا روشن مىسازد و معلوم مىشود كه :
اولًا ، قرآن كلامى است كه مبارزه با آن از قدرت بشر بيرون است ؛
ثانياً ، آنان از ميان جهات مختلف اعجاز ، تنها به جذبه ، كشش ، حلاوت و شيرينى الفاظ ، ابتكارى و آسمانى بودن معانى آن توجه داشتند و هرگز نظير چنين سخنى نشنيده بودند .
براى اين كه به عظمت و فصاحت و بلاغت قرآن از ديدهء استاد فن بلاغت عصر نزول قرآن ، پى ببريم شايسته است كه سخنان وى را توضيح دهيم .
حكيم و بليغ جامعهء عرب نظريهء خود را ضمن شش جملهء كوتاه و پرمحتوا تشريح كرده مىگويد :
1 . لا يَشبَهُ كلامَ الانسِ وَالجِنّ
از محمد سخنى شنيدم كه هرگز به كلام انس و جن شبيه نيست . شبيه سخنان انسان نيست ؛ زيرا سخنان معمولى انسان همان نثر معمولى است كه به زنجير
هامش
( 1 ) . تفسير مجمعالبيان ، ج 5 ، ص 387 .
( 2 ) . مرحوم علامه شهرستانى در كتاب المعجزة الخالدة .