تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
گوناگونى باشد كه گاهى از يك آيه استفاده مىشود . 6 . وَ انَّه يَعلُو وَ لا يُعلى عَلَيه قرآن داراى بلاغت فوق العاده‌اى است كه نمىتوان با آن معارضه نمود . اين جمله‌هاى كوتاه و پر مغز روشنگر نظر عرب آن روز دربارهء قرآن است و استاد فن بلاغت ، وليد ، صريحاً اعلام مىكند كه معارضه و مقابله با قرآن در خور انسان نيست .

ب ) داورى عتبة بن ربيعه

« عتبة بن ربيعه » از سران و مشاهير قريش به شمار مىرفت ، گرايش حمزه عموى پيامبر به اسلام ، آسمان زندگى قريش را تيره و تار ساخته بود ، زيرا بيم آن مىرفت كه نفوذ « محمده » به تدريج همه جا را فرا گيرد و ديگر شخصيت‌ها نيز به‌سوى اسلام جذب شوند . يك روز عتبه رو به دوستان خود كرد و گفت : من اكنون پيش محمد مىروم و به او چند چيز پيشنهاد مىكنم ، شايد او يكى از آنها را بپذيرد . دوستان وى با فكر او موافقت كردند . او برخاست و به سوى رسول خدا كه در مسجد نشسته بود رفت و به وى چند پيشنهاد كرد . وقتى او از سخنان خود فارغ گشت پيامبر رو به او كرد و گفت : « افرغت يا اباوليد ؛ آيا سخنان خود را به آخر رسانيدى ؟ » گفت : آرى . پيامبر فرمود : « پاسخ پيشنهادهاى شما در همين آياتى است كه اكنون مىخوانم . پيامبر 37 آيه از سورهء « فصلت » براى او خواند و به سجده رفت و سپس سر برداشت و گفت : « اباوليد ! پيام خدا را شنيدى ؟ » « عتبه » مجذوب آيات قرآن شده بود و در حالى كه بر دست‌هاى خود تكيه كرده بود مدتى خيره خيره به چهرهء پيامبر نگريست . گويى جذبه و كشش قرآن توانايى سخن را از او سلب كرده بود . وى پس از لحظاتى بدون اين كه كلمه‌اى با پيامبر سخن بگويد ، از جاى خويش برخاست و به سوى دوستان خود بازگشت .