در جداسازى اين جاندار از ديگر جانداران و بالا بردن مقام و موقعيت او در جهان ، سهم بسيار بهسزايى دارد و پيامبر گرامى در اينباره مىفرمايد : « قوام المرء بعقله ؛ تكيه بشر به عقل اوست » .
نيروى تفكر با جسم و بدن انسان همراه و همزاد است و با تكامل آن ، روى به تكامل مىگذارد . گاهى سن واقعى انسان ، با سن روانى و فكرى او بهطور يكسان پيش مىرود ، ولى گاهى روى عللى ، ميان اين دو سن ، نوسانهايى پيش مىآيد كه يكى از ديگرى عقب مىماند .
نارسايى فكرى از آن كسى است كه سن واقعى و به اصطلاح سن جسمى او در حال صعود باشد ، اما سن روانى او در حال ركود بوده و يا كمتر پيشرفت كند ، مثلا يك زن سى ساله ممكن است از نظر فكرى تا سطح پانزده سالهها رشد نموده باشد ، ولى از لحاظ سن واقعى يك فرد سالمند محسوب مىشود ، ليكن واكنشهاى وى از نظر فكرى ، خصوصيات دوره نوجوانى را بروز مىدهد و به عكس پسرى ده ساله داراى حس مسؤوليت و هدف مشخصى كه از خصوصيات بيست سالگى است مىباشد ، اين پسر از نظر سن ، يك كودك ، ولى از لحاظ عقل و فكر ، يك فرد سالمند به شمار مىرود .
مردى 25 ساله ممكن است روحيات كودك پنج ساله را داشته باشد ، اما كودكى احيانا از نظر نيروى مكالمه ، حس دادگسترى و كمك به همنوع ، گوى سبقت را از همبازيهاى خود ربوده باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) . رشد فكرى ، ص 20 - 21 .