واقع مىشوند و به اموالى كه به ديگران بخشيدهاند ، به شدت نيازمند خواهند شد و ناچار با حسرت به آن خواهند نگريست ؛ شاعر شيرين سخن پارسى ، مفاد آيه را در قالب شعر ريخته ، مىگويد :
مبند از سر امساك دست بر گردن * كه خصلتى است نكوهيده پيش اهل نهى
مكن به جانب اسراف نيز چندان ميل * كه هرچه هست به يكدم كنى ز دست رها
پس اختيار وسط راست در جميع امور * بدان دليل كه « خير الامور اوسطها »
امام صادق عليه السّلام هر سه موضوع ( امساك و اسراف و اعتدال ) را به شيوهء خاصى مجسم نموده است . امام در حالى كه اين آيه را تلاوت مىكرد ، در برابر يكى از يارانش قرار گرفته بود ، در اين هنگام خم شد و مشتى از ريگهاى زمين را برداشت و مشت خود را محكم گرفت ، بهطورى كه دانهاى از آن به زمين نريخت و فرمود :
« هذا الاقتتار الّذي ذكر اللّه في كتابه ؛
اين همان تقتيرى است كه خداوند در قرآن خود بيان كرده است » .
سپس مشت ديگر برداشت و دست خود را باز كرده و همه را به زمين ريخت و فرمود : « هذا الإسراف ؛ اين همان اسراف است » .
سپس مشت ديگرى برداشت و قسمتى را ريخت و قسمتى را در دست نگاه داشت و فرمود : « و هذا القوام » اين همان ميانهروى است كه روش عادلانه است و خداوند از آن به لفظ « قواما »