ياد خدايى كه از زواياى روح و آنچه كه در پردههاى مغز ما نهفته است ، آگاه مىباشد .
كمترين اثرى كه ياد خدا در انسان مىگذارد ، اين است كه به خودكامگيهاى انسان خاتمه داده و يا لااقل آن را كاهش مىدهد .
در برابر آن ، دورى از پرستش ، مايهء غفلت از خدا و بىخبرى از پاداشها و كيفرهاى اوست و چنين غفلتى مايهء تيرگى عقل و باعث كمفروغى آن مىشود .
نيايش به هنگام شب
قرآن مجيد ، نيايش به هنگام شب را - كه پردههاى تاريكى ، همه جا را احاطه مىكند و حجابى غليظ بر نيمى از جهان سايه مىافكند - از نشانههاى بندگان خدا مىداند ، زيرا معمولا نيايش به هنگام شب از هر نوع ريا و تزوير دور بوده و نمىتواند انگيزهء ديگرى جز خدا داشته باشد .
نيايش به هنگام تاريكى شب ، سبب مىشود كه انسان در اعماق عبادت و پرستش حق فرو رود و اساس يك نوع خودسازى را پىريزى كند كه او را براى فعاليت روزانه و تحمل در برابر حوادث آماده سازد .
شب ، موقع آرامش است و موانع فكرى وجود ندارد و طبعا توجه انسان به مقام ربوبى ، بيشتر خواهد بود . انسان احساس مىكند كه تاريكى همه جا را فراگرفته ، اما در خانهء دل ، چراغى روشن است .