پوست خربزهاى به سوى او پرتاب كرد ، ولى اشتر با كمال بردبارى چيزى نگفت و رفت در مسجد مشغول نماز شد . آنگاه آن مرد ، مالك را شناخت و از ترس ، فورا به دنبال او رفت و وى را در حال نماز ديد . وقتى مالك از نماز فارغ گشت ، خود را به دست و پاى مالك انداخت و پوزش طلبيد . مالك گفت : به خدا قسم من به مسجد آمدم تا دربارهء تو استغفار كنم « 1 » .
مقصود از « قالوا سلاما » چيست ؟ مقصود از « سلاما » سخن راست و استوارى است كه مايهء هدايت جاهل گردد و در حقيقت ، لفظ « سلاما » صفت موصوف محذوفى است ، يعنى « قولا سلاما » و آيهء ديگر مفسر اين آيه هست آنجا كه گفتگوى بهشتيان را نقل مىكند :
« لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً
« 2 » ؛
در آنجا كلام لغو و سخن آلوده به معصيت وجود ندارد ، جز گفتار سالم و دور از لغو و گناه » .
و در حقيقت ، مقصود اين است كه جهل و نادانى جاهل را مقابله به مثل نمىكنند و در آيهء ديگر نيز به پيامبر دستور مشابهى داده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا
« 3 » ؛
در برابر گفتار آنان صابر و بردبار باش و آنان را به نيكويى ترك كن ! »
هامش
( 1 ) . مجموعه ورام ( تنبيه الخواطر ) ، ص 3 ( چاپ 1303 ) .
( 2 ) . واقعه ( 56 ) آيه 25 و 26 .
( 3 ) . مزمل ( 73 ) آيه 10 .