ديگران بگوييم كه غير تو را بپرستند .
و باز همان معبودها انگشت روى علت واقعى انحراف آنان از جادهء توحيد مىگذارند و مىگويند :
« وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ »
آنها و پدران آنها را آنچنان با نعمتهاى فراوان بهرهمند ساختى كه تو را فراموش كردند . يعنى به جاى اينكه نعمتهاى بىپايان خداوند ، مايهء ياد خدا و سبب توجه آنها گردد ، سبب شد كه از خدا غافل گردند و خويش را نشناسند و معبودهاى مجازى را به جاى معبود واقعى بپرستند .
اين جمله به آن معنا نيست كه ثروت و لذتهاى مادى ، مايهء بدبختى و هلاكت است ، زيرا ثروت و درآمدهاى زندگى بسان شمشير دو لبه يا سكّهء دو رويه مىباشد و هرگز بر پيشانى آن ، يكى از دو نتيجه ( خوشبختى و بدبختى ) نوشته نشده است ، اين ما هستيم كه با كمال آزادى از اين نعمت براى خود بايد سرانجامى نيك و بد بسازيم و اگر اين نعمتها را در غير مورد مشروع به كار ببريم ، نتيجهاى جز هلاك و نابودى خود نخواهيم داشت ، چنانكه مىفرمايد :
« وَ كانُوا قَوْماً بُوراً ؛
اين گروه سرانجام هلاك و نابود شدند » .
از آنجا كه « خود كرده را تدبير نيست » و انسان نمىتواند محصول كار خود را از خويش دور كند ، هيچكس ، حتى خود آنها و آن فرشتگان مقدس و معبودهاى انسانى مانند مسيح ، نمىتوانند دربارهء آنها كارى انجام دهند ، چنانكه مىفرمايد :
« فَما تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَ لا نَصْراً »
شما نمىتوانيد عذاب الهى را از خود دفع كنيد و يا