گاهى ديده مىشود كه برخى از افراد مجرم و گنهكار براى تبرئهء خويش كوشش مىكنند كه گناه خود را به گردن اين و آن بيندازند و ديگران را مسبب حقيقى و عامل انحراف و گناه معرفى نمايند و برخى در اين كار به اندازهاى افراط مىورزند كه براى تبرئهء خويش از يك گناه كوچك و يا ترك اولى ، ديگرى را عامل و گنهكار معرفى مىكنند و سرانجام در توجيه يك گناه كوچك ، گناه بزرگى ( تهمت ) را مرتكب مىگردند .
علت اين رذيلهء اخلاقى ، همان « خويشتن خواهى » و بىاعتنايى به شخصيت و پاكى ديگران است و قرآن مجيد در اين زمينه نمونههايى را نقل مىكند .
شكى نيست كه مسيحيان جهان حضرت مسيح را به عنوان معبود و يكى از خدايان سهگانه مىپرستند ، در صورتى كه حضرت مسيح نسبت به ساحت اقدس الهى مخلوقى بيش نيست و نام چنين كارى را جز ظلم و ستم نمىتوان چيزى ديگر نهاد .
هنگامى كه پردهها بالا مىرود و مسيحيان ، به اشتباه خود واقف و آشنا مىشوند ، كوشش مىكنند كه گناه خود را به گردن حضرت عيسى بيفكنند و بگويند كه وى به آنان دستور داده است كه او و مادرش مريم را به عنوان معبود بپرستند ، درصورتىكه روح مسيح و مادر پاك وى ، از چنين كارى بىخبر و بيزار بوده و هرگز جز پرستش خداوند يگانه به چيزى فرمان ندادهاند .
قرآن مجيد با بلاغت و شيرينى خاصى ، اين صحنه را تشريح
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١١٧