گردد ، در اين صورت ، چنين ايمانى ارزش خواهد داشت .
خلاصه ، آن ايمان ارزش دارد و مايهء تكامل انسان به شمار مىرود كه از آزادى انسان سرچشمه بگيرد و مطالعه و بررسى محتويات دعوت ، مايهء گرايش انسان گردد ، اما ايمانى كه محصول عوامل قهرى و جذبههاى خارج از اختيار باشد ، مايهء تكامل نبوده و ارزشى نخواهد داشت و اين هدف در صورتى انجام مىگيرد كه پيامبران از جنس خود بشر باشند نه فرشته ، چنانكه مىفرمايد :
« وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً » .
اين تنها موردى نيست كه خداوند به وسيلهء آن ، بندگان خود را مىآزمايد ، بلكه وسيلهء آزمايش او زياد و فراوان است .
* * * امير مؤمنان دربارهء « آدم » كه خدا او را از گل آفريد نه از « نور » و همچنين دربارهء « پيامبران » كه آنان را از ميان طبقات عادى اجتماع انتخاب نمود و با زور و زر همراه نساخت و دربارهء خانهء خود كه آن را در ميان درههاى تنگ و منطقهء سنگلاخ قرار داد ، نه در سرزمينهاى هموار و مناطق معتدل ، سخنان شيوايى دارد كه به ترجمهء قسمتى از آن مىپردازيم :
هرگاه خدا آدم را از نورى كه ديدهها را خيره مىسازد و زيبايى آن بر خردها غالب مىگردد مىآفريد ، گردنها در برابر او خاضع و فروتن و امتحان و آزمايش دربارهء او بر فرشتگان آسان مىشد ( و بىدرنگ شيطان بر او سجده مىكرد ، زيرا او را ما فوق خود تصور مىنمود ) .