مىكند و مىفرمايد : « هنگامى كه مسيحيان ، حضرت مسيح را عامل اصلى پرستيدن او معرفى مىكنند ، خداوند براى رسوا ساختن گروه افتراساز به حضرت مسيح خطاب مىكند و مىفرمايد :
« أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ
« 1 » ؛
تو به مردم گفتهاى كه تو و مادرت را بپرستند ؟ »
در اين موقع ، حضرت مسيح حقيقت را بازگو كرده و مىگويد :
« ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ ؛
« 2 »
من به آنان جز آنچه را مأمور به تبليغ آن بودم ، نگفتهام . من به آنان چنين گفتهام كه خداى يگانه را كه خداى من و خداى شماست ، بپرستيد » .
مشابه اين جريان در آيات مورد بحث نيز وجود دارد : در صحنهاى كه معبودهاى باطل و بتپرستان ، رو در روى يكديگر قرار گرفتهاند و مخلوق پرستان مىخواهند عامل انحراف از توحيد را معبودهاى خود معرفى كنند ، خداوند به معبودهاى اين افراد مىفرمايد :
« أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ؟
آيا شما آنها را به گمراهى كشيدهايد يا خود آنان گمراه شدهاند ؟ »
در اين موقع ، همه آنها در حالى كه سخن خود را به تنزيه و پيراستگى حق آغاز مىكنند و مىگويند :
« سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ »
هرگز براى ما شايسته نيست كه جز تو براى خويش وليى انتخاب كنيم ، در اين صورت ، چگونه مىتوانيم به
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 116 .
( 2 ) . همان ، آيه 117 .