تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
آنها است نگاه نمىكنند ؟ ! آيا عقل ايشان به آنان نمىگويد كه با هر تدبيرى مدبّرى است ، و هر تقدير با مقدّرى همراه است ؟ و چنان مىنمايد كه مقصودشان از مرگ بر افتادن يك نسل است ، و از حيات پيدايش نسلى پس از ايشان ، پس زمان به گمان ايشان گروه اول را مىميراند و گروه دوم را پس از ايشان زنده مىسازد ، و به همين گونه است در دوره‌هاى پيوسته‌اى كه از آغاز و انجام آنها خبرى نداريم ، ولى اين پرسشها بر جاى مىماند : از كجا آمدم ؟ به كجا مىروم ، و ندا مىكند كه نمىدانم ! و ظاهرا اين نظريه ساختهء قلبى است كه به سبب پرستش هوا مهر و موم شده است ، و اين آدمى را از هر قيد آزاد مىكند ، و راه را براى پيروى از شهوات تا آخرين نفس زندگى باز مىگذارد ، و اين نظريّه بر پايهء خلأ عقيدتى ساخته شده است .
وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
و آنان را به اين علمى نيست ، و آنان كارى جز پنداشتن و گمان كردن ندارند . يعنى خيال مىكنند كه بعث و حسابى وجود ندارد . آيا شايسته است كه اساس انديشه‌ها و بنيان فرهنگ خويش را بر پايهء پندار و دور از علم بنا كنيم ؟ ! ولى آيا آن كس كه هواى خود را مىپرستد ، و خدا گمراهش ساخته است ، چه چيز جز پندارها در اختيار دارد ؟ آيا ديوار مىتواند - مثلا - بفهمد كه در مزرعه چه كاشته‌اند ، يا پيمانه مىتواند از خرمن خبرى پيدا كند ؟ ! و براى چه ؟ ! غير ممكن است كه از اين چيزها آگاه باشند . آيا براى آن نيست كه خدا علم را روزى ايشان نكرده است ؟ به همين گونه محال است كه هوا پرست از آغاز و انجام آفرينش چيزى بداند ، بدان جهت كه اين علم از او سلب شده / 100 و گمراهى او بر علم كامل شده است . آن كس كه بوستانهاى زيبا را مىبيند ، نفس او مشتاق آنها مىشود ، ولى اگر كور باشد پيوسته تخيل مىكند و مىگويد در آن جا ابدا چيزى نيست . او را واگذار كه هميشه در گمراهى خويش باقى بماند . [ 25 ]
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ
و چون آيات بينات ما بر ايشان
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 94 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي