تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
دهد ، بلكه او همچون مرده‌اى است كه شايستگى طرف خطاب قرار گرفتن را ندارد . ثانيا : خطاب كردن براى آن است كه مخاطب حذر كند و در جايى قرار نگيرد كه پرستندهء هوا در آن قرار گرفته است ، و پرستش پروردگار خويش را از پرستندهء هواى نفس بياموزد ، چنان كه حكيمى كه از او پرسيدند : ادب را از كجا آموختى ؟ گفت : از بىادب ، كه چون كارى كند كه مرا از آن خوش نيايد ، به عملى همچون عمل او بر نمىخيزم . و بدين گونه عبرت گرفتن از ملاحظهء عاقبت كسى كه هوا پرستى مىكند ما را بسنده است تا نگذاريم شهوات سركش ما را به چنان سرنوشتى مبتلا سازد ، بلكه هواى نفس را سخت‌ترين دشمنان خود بدانيم ، و ايستادگى در برابر آن را شجاعتى كامل بشناسيم . . . ولى بيشتر مردم به اندازه‌اى معين از هواهاى خود پيروى مىكنند ، ولى ديدن كسى كه پيروى از هواى او به حد پرستش آن رسيده ، عبرتى براى ايشان است تا خود را يكسره به هوا تسليم نكنند .
وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ
و خدا او را با دانايى گمراه كرد . خدا بعد از آن ايشان را گمراه كرد كه به آنان علم داده بود ، پس به سبب بغى و ستمگرى ميان ايشان اختلاف افتاد ، و به قولى مقصود از « على علم » آن است كه خدا از آن علم داشت كه آن شخص به سبب انكار بعد از يقين ، و كفران ورزيدن به نعمت هدايت ، مستحق گمراهى است ، و هر دو تفسير به معناى واحدى است . / 97
وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ
و بر گوش و قلب او مهر نهاد . پس نه حقايق را مىشنوند و نه آن را مىفهمند ، بدان سبب كه خدا آنها را از ايشان دور كرده است ، و آيا روا است كه پروردگار ما دين خود را به كسى بدهد كه از پيش به آن كافر شده است ؟
وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً
و بر ديدگانش پرده افكند . بنا بر اين هنگامى كه آيات را مىبيند ، عبرتى را كه در آنها وجود دارد نمىبيند ، و ظاهر آيات ، در صورتى كه شخص از معانى آنها به هدايت نرسد ، يا تنها