شده و بنا بر سنّتى عادلانه جريان پيدا مىكند ؟
پس چرا آرزوى آن مىكنيم كه ما به اكتساب بديها و سيئات بپردازيم ، و مؤمن با برپا داشتن نماز و دادن زكات و رفتن به جهاد رنج ببرد ، و سپس ما و او به ثمرهاى مشابهى دست يابيم ؟ آيا مثال واحدى از چنين حادثهاى در عالم آفرينش ديدهاى تا خود را مثلا با آن قياس كنى ؟
وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ
و خدا آسمانها و زمين را به حق آفريد ، و اين حق در زندگى انسان به ميانجيگرى سنّت جزا آشكار مىشود .
وَ لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
و براى آن كه هر كس جزاى آنچه را كه كسب كرده است بستاند و بر كسى ستم نرود .
/ 92 آرى ، گاه جزا تأخير پيدا مىكند يا رابطهء آن با عمل پوشيده مىماند ، و گاه آبى رنگين مىنوشد و پس از مدتى به يك بيمارى خطرناك مبتلا مىشود ، و به اين انديشه نمىافتد كه نوشيدن آب رنگين سبب بيمار شدن او بوده است . و گاه جامعهاى با يك زندگى عقب مانده روزگار مىگذراند ، و به اين معترف نمىشود كه گمنامى و از هم پاشيدگى و نادانى سبب بلاهايى است كه بر سر او آمده است ، ولى سنت جزا جريان خود را طى مىكند ، خواه به آن علم داشته باشيم يا نه ، و آن را تصديق كنيم يا چنين نكنيم .
/ 93
[ سوره الجاثية ( 45 ) : آيات 23 تا 29 ]
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ( 23 ) وَ قالُوا ما هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ ( 24 ) وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ