تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
كردن ما در آن چيست ؟ آرى ، انسانى كه ايمان از او سلب شده باشد ، نمىتواند طبيعت زندگى را بشناسد ، و در برابر دشواريهاى آن مقاومت ورزد ، و در نتيجه زندگى او در رنجى بيهوده سپرى مىشود . ب : علاقهء نفسى از آن جهت كه قلب و عقل و فطرت انسان همه بر اساس شناختن خدا آفريده شده است
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
، « 2 » ولى به سبب عمل / 75 فاسدى كه بر قلب غالب مىشود ، انسان نگونسار مىشود و پرده‌هاى گمراهى و عصبيتها و عقده‌ها در آن تراكم پيدا مىكند و ديگر حق را نمىبيند . و به همين سبب در دعاى مأثور از امير المؤمنين عليه السلام آمده است : « خدايا ! قلب من در پرده و محجوب است ، و نفسم معيوب ، و عقلم شكست خورده و مغلوب ، و هواى نفسم غالب ، و فرمانبرداريم اندك ، و نافرمانى و معصيتم فراوان ، و زبانم معترف به گناهان ، پس چارهء من چيست اى دانندهء غيبها ، و اى پوشاننده عيبها ، و اى زايل كننده غصه‌ها و ناراحتيها ! تو را به حرمت محمد و آل محمد سوگند مىدهم كه همهء گناهان مرا ببخشى ، يا غفّار يا غفّار يا غفّار ! » . « 3 » پس قلب انسان با غفلت پوشيده مىشود ، و سبب همهء اينها انبوهى و تراكم گناهان است ، از همين روست كه مؤمن از آنها به خدا پناه مىبرد ، و آمرزش گناهانش را از او مىخواهد و متوسل به حرمت و احترام محمّد و آل محمّد مىشود ، تا مگر قلب به فطرت پاكيزهء خود باز گردد . و خداوند سبحانه و تعالى به راههاى گوناگون حجابهاى قلب را از ميان مىبرد ، و از جملهء اين حجابها است حبّ ذات و خودخواهى كه با ترساندن و بيم دادن از بين مىرود ، و بيان اين مطلب كه دور شدن از حق هيچ سودى براى آدمى ندارد ، بلكه ويل و عذاب و خوارى براى هر دروغگوى گناهكار است ، و ويل هلاك است و دره‌اى در جهنم آكندهء از چرك و كثافت ، و
هامش
( 2 ) - الروم / 30 . ( 3 ) - مفاتيح الجنان ، دعاى صباح .