اين همه :
آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
نشانهها و آياتى براى قومى است كه ايمان آوردهاند .
/ 73 پس كسانى كه درسهاى آفرينش را به خوبى فرا گيرند ، و دانستهها را محفوظ دارند و آنها را بر يكديگر اضافه كنند ، و در همهء آنها براى شناختن سنّتهايى تفكر كنند كه آنها را به جريان مىاندازد ، و نظامى كه آنها را به حركت در مىآورد ، از آن كسانند كه به ميانجيگرى آيات الاهى به حقايقى بزرگ مىرسند .
شايد اين پيشرفت تدريجى از ايمان به يقين از طريق عقل ، الهامبخش آن باشد كه ايمان عبارت از تسليم شدن نفس بشرى به حق است ، و يقين دور كنندهء شكها و گمانها ، و رسوخ بخشيدن به آرامش و اطمينان در نفس ، و اما عقل براى پى بردن به جزئيات و تفصيل حقيقت است تا از اين راه يقين محفوظ بماند و افزايش پيدا كند .
به تعبير ديگر : انسان گمراه است ، و چون قلب او در فرمان شيطان قرار گيرد ، كافر مىشود ، و اگر فرشته بيرون رود و شيطان استيلاى خود را بر قلب كامل كند ، صاحب آن قلب منكر حق مىشود و قلب او مهر كفر مىخورد ، ولى چون قلب شيطان خود را شكست دهد ، و به پروردگار خويش تسليم شود ، ايمان آورده است ، و در صورتى كه هيمنه و استيلاى فرشته بر قلب افزايش يابد و خدا آن را بر ايمان ثابت و استوار كند ، و ملتزم كلمهء تقوا شود ، و شيطان را با همهء وسوسهها و شكهايش طرد كند ، صاحب يقين شده است ؛ و يقين را درجاتى است ، پس هر اندازه عقل مؤمن از جانب پروردگارش افزايش يابد و علم به آيات او سبحانه و تعالى بيشتر شود ، يقين او نيز افزونتر خواهد شد .
[ 6 ]
تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ
اينها آيات خدا است كه آنها را به حق بر تو مىخوانيم .
جهان بر گرد كلمهء حق دوران مىكند ، و قرآن مؤيد اين حقيقت است ، پس همهء آيات خدا در طبيعت ما را به سوى او رهبرى مىكنند ، ولى اگر مردمان به حق