مؤمن نباشند . . .
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ
پس به كدام سخن پس از خدا و آيات او ايمان دارند ؟
انكار خدا پس از عرضه شدن اين آيات ، تنها انكار خدا نيست ، بلكه انكار خود آن آيات نيز هست ، و آيا در كاينات چيزى آشكارتر از آن حقيقت وجود دارد كه در گواهى دادن بر آن و راهنمايى به آن همهء كاينات شركت دارند ؟ ! و چون آن را انكار كنيم ، همه چيز را انكار كردهايم . مگر در هر چيز آيتى از خدا وجود ندارد ؟
/ 74 در دعايى از امام حسين عليه السلام چنين آمده است : « كور باد آن چشمى كه تو را مراقب و مواظب خودش نبيند » . « 1 » [ 7 ] و در آيه آينده خداوند كسى را كه از هدايت خود پيروى نمىكند به ويل و لعنت بيم مىدهد :
وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ
واى و لعنت بر هر دروغگوى گناهكار .
اينك سؤال آينده طرح مىشود : رابطهء اين آيه با آنچه پس از آن مىآيد چگونه است ؟ چنان مىنمايد كه ميان آنها ارتباطى واقعى و نفسى وجود دارد :
الف : پيوند و رابطهء واقعى اين است كه آن كسان كه به خدا ايمان ندارند و قلبشان را نور معرفت الاهى فرانگرفته است ، از حق انصراف پيدا مىكنند ، و دروغ مىگويند ، بلكه هر كارى كه انجام مىدهند ، و هر گامى كه بر مىدارند ، و هر انديشهاى كه بر خاطرشان مىگذرد ، آنان را به دروغگويى و گناه وا مىدارد ، و مثل ايشان مثل آن ماشين حسابى است كه به صورت نادرست تركيب شده است و بنا بر اين هر كلمهاى كه مىنويسد نادرست و خطا است ، و لذا چنين است كه ايمان به خداوند جز آن عاملى است كه طلسمها و اسرار زندگى را حل مىكند و مىگشايد ، از قبيل اين كه : چگونه اين جهان عظيم و هائل به وجود آمده ، و به كجا روان است ، و تا كجا پيش مىرود ، و حكمت آفرينش آن چيست ، و هدف وجود پيدا
هامش
( 1 ) - مفاتيح الجنان - دعاى عرفه - امام حسين ( ع ) .