و اين تفسير با تفسير پيشين تفاوتى ندارد ، بلكه با آن تلاقى پيدا مىكند و به آن منتهى مىشود ، پس عامل اساسى براى داخل شدن به بهشت رحمت خدا است ، ولى بى جهت شامل حال احدى نمىشود ، بلكه شخص بايد در ترازى از بندگى قرار گرفته باشد كه بتواند مستوجب اين رحمت شود .
چون از عقدههاى روانى بشر شتاب ورزيدن براى دست يافتن به نتايج است ، ملاحظه مىكنيم كه آدمى به آخرت كفر مىورزد و براى رفتن به آن سعى و تلاش مىكند ، بدان جهت كه در نظر او پاداشى دور است ، و قرآن دربارهء بهشت تأكيد كرده است كه :
غَيْرَ بَعِيدٍ
دور نيست .
[ 32 ] ولى چه اعمال و صفاتى ما را به بهشت نزديك مىكند ؟
همهء اعتبارات چيزى بودن در روز قيامت ساقط مىشود ، و ارزشها و اعمال صالح ميزان و معيار عمل مىشود . پس هيچ كس به سبب آن كه زبانش عربى است ، يا از نژاد سفيد است ، يا نسب شريف دارد ، به بهشت داخل نمىشود ، و تنها حقايق آينده براى او سودمند است :
الف : اياب و باز گشت به خدا ، چنان كه خداوند متعال گفته است :
إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً * لِلطَّاغِينَ مَآباً
جهنم در كمين است * و بازگشتگاه سركشان و طغيان كنندگان » « 49 » و در ضمن سخن گفتن از سليمان گفت :
وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ
و مرغان گرد آمده همه به سوى او باز مىگشتند » ، « 50 » و توبه نيز أوبه ناميده مىشود ، بدان سبب كه بازگشت به فطرت سليم است پس از انحراف پيدا كردن از آن ؛ و خداى تعالى گفت :
رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صالِحِينَ فَإِنَّهُ كانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُوراً
پروردگار شما از آنچه در جانهاى شما است ، و اين كه از صالحان هستيد با خبر است ، و ( بدانيد كه اگر هم
هامش
( 49 ) - النبأ / 21 و 22 .
( 50 ) - ص / 19 .