و سپس گفت : ما روح را با فرمانبردارى از خدا و عمل كردن براى او تأييد مىكنيم » . « 16 » [ 18 ] و انسان ميان پاسخ مثبت دادن به نداى حق ( فطرت و عقل و وحى و پيشواى بر حق ) و انصراف از همهء اينها و به نداى باطل گوش دادن ( نفس امّاره و شيطان ، و امام گمراهى ) در حال تذبذب و ترديد است ، و او در اين باره براى انديشههايش مورد مؤاخذه قرار نمىگيرد ، و چون مبارزهء ميان نيروهاى مخالف پايان پذيرد ، و با اراده يكى از آن دو را بپذيرد و بر آن عمل كند ، ايستار وى و عملش به ثبت مىرسد .
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ
هيچ گفتهاى بر زبان او نمىگذرد .
خواه شرّ بوده باشد و خواه خير .
إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
مگر اين در كنار او مراقب و نگهبانى آماده است .
هر چه را كه از او صادر مىشود مىنويسد ، و آن را ضميمهء كتاب و نامهاى مىسازد كه سرنوشت او را بنا بر آنچه در همين كتاب آمده است معين مىكند ، پس اگر اندازهء حسنات بيش از سيئات او بوده باشد ، آن كتاب را به دست راستش مىدهند و فرشتگان رحمت او را در زمرهء پرهيزگاران به بهشت مىرسانند ، و گاه هست كه براى پاك كردن وى او را اندكى در آتش نگاه مىدارند ، و اما اگر سيئات و بدكاريها غلبه داشته باشد ، كتاب را به دست چپش مىدهند و فرشتگان عذاب راهنماى او به جهنم مىشوند و مدتهايى كم يا زياد يا به صورت جاودانى در عذاب آن خوار و زبون باقى مىماند . / 473 و چنان است كه افراد بشر از دقتى كه در كتاب مىبينند پريشان مىشوند :
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً * وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً
هامش
( 16 ) - همان كتاب ، ص 268 .