و عرض كنند ايشان را بر خداوند تو صفها بر كشيده ، و گويند ايشان را كه :
آمديد به ما چنان كه نخستين بار شما را آفريديم ، و چنان مىپنداشتيد كه ما براى شما هرگز وعده گاهى قرار نخواهيم داد * و كتاب نهاده شد ، پس گناهكاران را مىبينى كه از آنچه در آن است بيمناكند و مىگويند : واى بر ما ! كه اين كتاب از خرد و كلان كارهاى ما هيچ يك را فرو گذار نكرده و همه را بر شمرده است ، و هر چه كردهاند همه را در برابر خود مىيابند ، و پروردگارت به هيچ كس ستم نمىكند » . « 17 » [ 19 ] آرى ، انسان از مرگ مىترسد ، و در آن مىكوشد كه از مرگ بگريزد ، ولى مگر سرنوشت وى به دست خود او است ، يا مىتواند قضاى خدا را تغيير دهد ؟
هرگز . بيهوشى مرگ فرا مىرسد و او را از آنچه در پيرامون او است غافل و بى خبر مىسازد ، به همان گونه كه مستى شراب با نوشندهء آن چنين مىكند ، و در آن روز معلوم خواهد شد كه تلاشهاى وى براى فرار از مرگ همه بيحاصل بوده است .
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
و بيهوشى مرگ به حق فرا رسيد ، و اين است همان چيزى كه از آن مىگريختى ، [ 20 ] و در آن هنگام كه انسان مىميرد ، ميان او و جزاى حقيقى وى برزخ فاصله است ، پس چون روز قيامت فرا رسد ، خداوند متعال به فرشتهء بزرگى از فرشتگانش ، به نام إسرافيل ، فرمان مىدهد ، كه در صور بدمد ، و از آن بانگ بزرگ و هراسانگيزى بر مىآيد كه به سبب آن مردمان از گورها به اذن خداى عزّ و جلّ برمىخيزند :
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ
و دردمند در صور و ايشان از گورها به سوى خداوند خويش مىپويند شتابان » ، « 18 » و اين دميدن فرمانى از خداى تعالى براى آغاز كار بزرگترين و هولناكترين محكمه در
هامش
( 17 ) - الكهف / 48 و 49 .
( 18 ) - يس / 51 .