تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
است ، و او گفت : در پدر چهلم به يكديگر مىرسيم » . « 105 » در روايتى به جا مانده از امير المؤمنين عليه السلام آمده است كه در خطبه‌اى براى مردم ، پس از ستايش خدا و ثنا گفتن بر او گفت : « مرد ، هر اندازه صاحب مال و فرزند باشد ، از عشيرهء خود و آمد و شد با ايشان و بزرگداشتشان و دفاع از آنان با دست و زبان بى نياز نمىشود ؛ آنان بزرگترين مردم براى پشتيبانى در پى اويند ، و سبب جمعيت خاطر او مىشوند ، و از همه بيشتر او را دوست مىدارند ؛ اگر مصيبتى به او برسد ، يا روزى گرفتارى پيدا كند ، از ميان عشيره‌اش دست او را مىگيرند ، و / 436 دستگيرى او از آنان با يك دست است ، در صورتى كه دستهاى فراوانى از آنان به دستگيرى او مىشتابد ، و هر كس كه دوستى راستين خويش را به عشيره‌اش اختصاص دهد ، و دست بخشندهء خود را به سوى آنان دراز كند و چون بتواند به ايشان كمك كند ، خدا در دنيا كسى را جانشين او مىكند كه براى دنياى او انفاق كند ، و پاداش او را در آخرت دو چندان خواهد كرد » . « 106 » ثانيا : شناسايى يكديگر و آمد و شد مردمان با هم و در حق يكديگر نيكى كردن يكى از بزرگترين مقاصد شريعت غراء است ، چرا ؟ بدان سبب كه اگر شناخت و معرفت مردم نباشد حكمت ابتلا در آفرينش معلوم نمىشود ، آيا مىدانى كه براى چه چنين است ؟ زيرا كه ابتلا جز از راه آزاد بودن و قبول مسئوليت كردن صورت اتمام نمىپذيرد ، و اگر مردمان با يكديگر آميزش پيدا كنند ، چگونه بايد صالح و بزهكار از يكديگر تميز داده شوند تا آن يكى به پاداش برسد و اين يكى مجازات شود ؟ ناگزير بايد مردمان از يكديگر تميز داده شوند تا هر صاحب حقى به حق خود برسد ، و همين امر سبب بخشندگى بيشتر او شود ، و مسابقه و همچشمى نقش خود را در پيش راندن چرخ زندگى انجام دهد . ثالثا : حكمت اختلاف تكامل است - پس از رقابت و مسابقه در
هامش
( 105 ) - همان جا . ( 106 ) - همان كتاب ، ص 101 .