او ؟ مگر آدمى در آن تلاش نمىكند كه به كرامت دست يابد و مورد تقدير قرار گيرد ؟ پس اگر كسى غيبت او كند به شخصيت او آسيب رسانيده ، و / 422 كرامت او را كه عزيزتر از جسد او است مورد تجاوز قرار داده است ، و چون در حضور خود او چنين نكرده ، بدان مىماند كه گوشت او را پس از مرگش خورده باشد .
چه هولناك است اين تشبيه ؟ و براى بر انگيختن و جدان انسانى آزاد چه بيم دهندهء نافذى است ؟ و چگونه كتاب پروردگار ما حقايق بزرگ را به فهم ما نزديك مىكند ، و آن هم با اين بلاغت نافذ و مؤثر . . . و چگونه ما را بر آن بينا مىسازد كه بشر همچون موجودات زندهء ديگر نيست كه تنها حياتى مادى در حدود بدن خود دارند ، بلكه با نام و شهرت خود در افق مكان و زمان تا آن حد كه گسترده است امتداد پيدا مىكند . . . و گاه انسان جسد خويش را براى حفظ كرامت خود فدا مىكند ، و آيا اين دليل بر آن نيست كه كرامت انسان در نزد او بزرگتر از شخص او است ؟ و بنا بر اين تجاوز به آن كمتر از تجاوز به بدن او نيست . . . و غيبت تجاوزى آشكار بر كرامت شخص است و سخت حرام است .
از همين روست كه در نصوص پياپى ما را از غيبت بر حذر داشتهاند كه به منزلهء خوردن گوشت شخص در معرض غيبت قرار گرفته پس از مرگ او است .
روايت كردهاند كه شخصى سخت و دقيق نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آمد و اعتراف كرد كه مرتكب زنا شده است و سنگسار شد ، و سپس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شنيد كه يكى از اصحابش به ديگرى مىگويد : نگاه كن به اين مرد كه خدا عيبش را پوشيده نگاه داشت ، و نفس وى او را به حال خود نگذاشت تا همچون سگ سنگباران شد ، پس ساكت ماند و ساعتى صبر كرد تا از كنار مردار خر چلاقى گذشت و پرسيد كه فلان و فلان كجا هستند ؟ و آنان گفتند كه : ما اين جا هستيم يا رسول اللَّه ! پس گفت : فرود آييد و از مردار اين خر بخوريد ، و آن دو گفتند : چه كس چنين چيزى را مىخورد ؟ گفت : آن كارى كه دربارهء آبروى برادرتان كرديد بدتر از خوردن اين مردار است ، و سوگند به آن كه جانم به دست او است كه او
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: احمد آرام
ص٤٢٥