شود ، از ولايت اين جامعهء اسلامى كه همان ولايت خدا است خارج شده و به دشمنان پيوسته است .
به همين سبب است كه اسلام غيبت كننده را كسى مىداند كه آن كه غيبت او را كرده است جدا شده ، از آن روى كه عصمت ( پاكى و بيگناهى ) در ميان ايشان بريده شده است . و از رسول صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده است كه گفت : « هر كس كه برادر مؤمن خود را در پيش روى او بستايد ، و پشت سر به غيبت كردن از او بپردازد ، عصمت ميان آنان بريده شده است » . « 91 » در حديث مأثور از امام صادق عليه السلام آمده است كه گفت :
غيبت كننده به سلامتى خود اطمينان ندارد » ، « 92 » / 425 و شايد سبب آن باشد كه هر كه غيبت مردمان كند دشمنى آنان را نسبت به خود بر مىانگيزد ، يا اين كه سبب ايجاد مجتمع پاره شده و گسيختهاى مىشود كه سلامتى در آن در معرض خطر قرار مىگيرد .
در بعضى از نصوص دينى غيبت سختتر از زنا معرفى شده است ، و شايد سبب آن باشد كه آثار غيبت در پراكنده كردن مردم و از بين بردن حيثيت و آبروى ايشان فراوان و خطير است ، و حكمت رسيده در حرام بودن زنا آميخته شدن آبهاى تناسلى و ويران شدن خانواده است كه به ايجاد تفرقه در جامعه مىانجامد ، و همين حكمت حرام بودن غيبت نيز هست ، ولى چنان معلوم مىشود كه آسيبى كه از غيبت به يگانگى امت مىرسد ، بيش از آن است كه از خواهر آن زنا مىرسد .
اسلام به آن فرمان داده است كه غيبت كننده بايد از شخصى كه به غيبت كردن از او پرداخته پوزش بخواهد تا او از گناهش درگذرد و خدا او را بيامرزد ، بدان سبب كه اين كار - ظاهرا - عصمت بريده شده را باز مىگرداند ، و سبب باز گشتن اخوت و پيوستگى به مجتمع مىشود ، و علاوه بر اين ، همين امر سبب مىشود كه
هامش
( 91 ) - همان كتاب ، ص 249 .
( 92 ) - همان جا .