تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
از اين راه است كه شيطان مىكوشد تا صفت شرم را از انسان دور كند ، و او را به تحقير كردن و خوار شمردن ديگران بر انگيزد ، تا از قدر ايشان بكاهد ، و چنان تصور كند كه ديگران از او كمتر و كوچكترند و حق تجاوز نسبت به حقوق آنان را دارد ، و در اين جا قرآن براى او در كمين نشسته است و فرمان مىدهد كه متمسك به حيا بوده باشد و صفت احترام گذاشتن به ديگران را از دست ندهد و به فكر مرتكب شدن جريمه و گناه نيفتد . آيا ديده‌اى كه مستكبران چگونه بر خود جايز مىدانند كه به بر پا كردن قربانگاههاى گروهى در حق مستضعفان بپردازند و آنان را از حقوقى كه نسبت به پايينترين درجات زندگى دارند محروم سازند ؟ آيا روزى در اين فكر افتادى كه چگونه آن دسته از افراد بشر از انسانيت خود بيرون آمدند و به مثل اين گونه جرمها و گناهها پرداختند ؟ آنان در ابتدا ديگران را ريشخند مىكردند و مىگفتند كه ما فرزندان خدا و ملت برگزيده و صاحبان چهرهء سفيد رنگيم كه خدا ما را براى آن برگزيده است كه بر كسانى كه از هوش و عقل بهرهء قابل ذكرى نيافته‌اند فرمان رانيم . و بدين گونه فرهنگ نژاد پرستانه زمينه را براى ارتكاب جرم در حق ملتها به وجود آورد . شايد تعبير قرآنى در اين جا منعكس كنندهء طبيعت استهزا در نزد مردان است ، چه آنان معمولا به تجمع خود افتخار مىكنند و ديگر مردمان را مورد تمسخر قرار مىدهند ، پس اين كوى و برزن مىگويند : چه كس مثل ما است ؟ يا اعضاى اين باشگاه يا آن حزب يا فلان شهر يا فلان ناحيه به آنچه در اختيار دارند افتخار مىكنند و به آنچه از دنيا بهرهء ايشان شده شادكامند و كسانى را كه مالك آن گونه چيزها نيستند ، / 411 حتى اگر مالك چيزهايى برتر و بالاتر از آنها باشند ، ريشخند مىكنند . اما فخر فروشيهاى زنان در تفاخر به امور شخصى همچون زيبايى و زينت يا نسب يا سبب صورت مىگيرد ، و اساس استهزاى ديگران تكبر بر قوم است به وسايل تمايزى كه در اختيار دارند ، و به آن شادند ، و سپس به آن خود را برتر از ديگران