خرسندى خدا است ، و اگر خشمناك يا خرسند مىشود ، تنها براى رضا و خرسندى خدايش عزّ و جلّ چنين مىشود .
در روايتى از ابو جعفر ( ع ) آمده است : « مؤمن كسى است كه اگر راضى و خرسند باشد ، اين رضايت وى را به گناه و باطل داخل نكند ، و اگر خشم مىگيرد ، خشم او وى را از گفتن حق بيرون نبرد ، و مؤمن كسى است كه اگر صاحب قدرت شود ، اين قدرتمندى او را به تعدى كردن و به آنچه كه وى را در آن حقى نيست پرداختن واندارد » . « 26 » امام صادق ( ع ) گفت : « هر كس كه در خواستارى و در بيمناكى ، و در هنگام پيدا شدن شهوت ، و در خرسندى و خشمناكى ، مالك نفس خويش باشد ، خدا جسد او را بر آتش حرام كرده است » . « 27 » و از رسول خدا ( ص ) روايت است كه گفت : « هيچ مؤمن هيچ چيز را در راه خدا انفاق نمىكند كه خداى عزّ و جلّ آن را از گفتن قول حق در حالت رضا و غضب دوستتر داشته باشد » . « 28 » شايد در آيه اشارهاى به آن باشد كه پرهيزگار حقيقى ، هر چه با اوضاع و احوال سختتر رو به رو شود ، خدا بر تقواى او مىافزايد ، چه اگر در آن هنگام به موجب تقواى خود عمل كند ، تقوا در جان او تمركز بيشتر پيدا مىكند . . . و چنين بود در آن هنگام كه مؤمنان بنا بر تقواى خود عمل مىكردند ، و گرفتار حميّت جاهليت نمىشدند ، و انگيزشهاى قريش در آنان تأثيرى نداشت ، و بازداشتنشان از انجام دادن شعاير دينى ، بلكه قرارهاى رهبرى را پذيرفتند ، و در آن هنگام پاداشى كه خدا به ايشان داد ، افزايش و رشد روح تقوا در جانهاى ايشان بود .
وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
و خدا از هر چيز با خبر و آگاه بود . » / 343 و مقدار تقواى قلب را در انسان مىداند ، و بنا بر اين ضرورتى ندارد كه در
هامش
( 26 ) - بحار الانوار / ج 17 ، ص 358 .
( 27 ) - همان جا .
( 28 ) - همان جا .