كه حضور و شهادت عملى همچون حجّتى آشكار و رسا باقى مىماند ، و بيش از تفسير واقعى آن چيز ديگرى را به خود نمىپذيرد ، پس اگر رسول ( ص ) مردمان را به راست گفتن و امانت داشتن فرمان مىداد ، و اين دو معنى را براى ايشان متحقق و مجسم نمىساخت ، بيشتر مسلمانان دروغ مىگفتند يا خيانت مىورزيدند و آنها را به عنوان راستگويى و امانت از راه تفسير به ديگران معرّفى مىكردند ، ولى رسول گفت و عمل كرد و عمل او بزرگترين تفسير كنندهء گفتهء او بود .
رسول شاهد و قائد مسلمانان بود ، و سيره و روش عمل او برنامهء عملى براى نسلها يكى پس از ديگرى شد ؛ در آن هنگام كه اصحاب خود را جمع كرد و با آنان به جانب مكه به راه افتاد ، و گروهى از ايشان از ترس مىگريختند و به جاهايى پناهنده مىشدند ، او كارى كرد كه واقعيت زندهاى را نمايش مىداد ، يا در آن هنگام كه همراه با مسلمانان از جنگ خندق منصرف شد .
اين ايستارهاى واقعى از جملهء چيزهايى است كه اثر بسيار خوبى در نفوس مردم و نسلهاى متوالى دارد ، / 312 و به آنان عزم و استقامت را الهام مىكند ، براى آن كه او در اين گونه جاها تنها شاهد به سخن نبود بلكه به عمل و رفتار خود در هر زمينه گواه بود ، و به هر بزرگوارى عملا اقدام مىكرد ، و سازندهء حوادث بود و ناگهان در ميان جمعيت مردم وارد مىشد ، و حتى در جنگها رهبر شاهد بود ، تا آن حد كه قهرمان اسلام على بن ابى طالب گفته است : « در آن هنگام كه جنگ سخت مىشد به رسول خدا ( ص ) پناه مىبرديم ، و هيچ كس به دشمن از او نزديكتر نبود » . « 17 » شخص مكتبى راستين كسى است كه شاهد زمان خود باشد ، و ايستارهاى عملى وى كلمات نور بخش او را تفسير كند .
[ 9 - 10 ] و سياق در بيان هدفهاى بعثت پيش مىرود .
لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ
تا به خدا و فرستادهاش ايمان آوريد .
هامش
( 17 ) - نهج البلاغة ، نامهء شمارهء 9 .