تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
انحصار زمانى به وجود او نمىداشت ، بلكه همهء بشريتى را كه به سوى آن فرستاده شده بود ، نسلى پس از نسل ديگر ، و زمانى پس از زمان ديگر ، شامل مىشد . براى آن كه معنى شهادت ( شاهد بودن ) نسبت به رسول راهنما و رهبر آشكار شود ، لازم است از دو صفت او بحث كنيم كه اين شهادت را تجسم مىبخشند : يكى دعوت مردمان به رسالت از راه سخن و بيانش ، و ديگر دعوت آنان از راه رفتار و عملش ، كه از اين راه واقعيتى فراهم مىآيد كه در مجتمع پيرامون او تأثير مىكند ، و مثالى براى آن اين كه او ( ص ) در آن هنگام كه مشغول امضا كردن صلح حديبيه بود ، و با پاك كردن نام رسول اللَّه از آن پيمان روش عمل تازه‌اى را به كار مىبرد ، براى آن بود كه صلح با فوايد مدبّرانهء خود استمرار پيدا كند ، و هنگامى كه سپاهى را به ميدان جنگ روانه مىكرد ، و هنگامى كه خاشعانه به گزاردن نماز در برابر پروردگار خويش بر پا مىايستاد ، و هنگامى كه عفو و چشمپوشى مىكرد و . . . و . . . همهء اين رفتارها به صورتى واقعى بر جامعه تأثير مىگذاشت ، / 311 و آن را به نيرو در جهتى به حركت در مىآورد و بر آن مىداشت كه از ژرفناى جان به صاحب آن رفتار تأسى كنند و به پيروى از او بپردازند ، و بنا بر اين قيادت و رهبرى پيش از آن كه منصبى سياسى و اجتماعى و قرارى از مقام بالا باشد ، پرداختن به كار و واقعيّت عملى است ، و امامان راهنما ( ع ) غالبا اصحاب و پيروان خود را به عمل سفارش مىكردند نه به كلام ، و امام صادق ( ع ) مىگويد : « دعوت كنندگانى براى ما باشيد ولى نه با زبانهايتان » يعنى با رفتار و عمل خود مردمان را دعوت كنيد ، بدان سبب كه اين در جان مردم كارگرتر است ، و بزرگترين دلالت را بر خط مشى انسان و طرز فكر او دارد ، و در درس سابق ديديم كه چگونه رسول ( ص ) در آن حال كه مردمان را به ذبح كردن قربانى و ستردن مو به عنوان اعمالى از حج فرمان مىداد ، بيشترين مردم آن را نپذيرفتند ، ولى هنگامى كه خود شخصا مبادرت به اين عمل كرد ، همه براى اين كار ازدحام كردند . اين از سويى ، و از سوى ديگر الفاظ رسالت در معرض بازى با آنها از طرف منافقان قرار مىگرفت ، به همان گونه كه احتمال تأويل و تفسير داشت ، در صورتى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 310 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي