به آنچه با خدا عهد و پيمان بسته است وفادار بماند ، به زودى خدا به او پاداشى بزرگ خواهد داد .
[ 11 ] از دستاوردهاى حركت به سوى مكه ، و از تجلّيات فتح المبين ، شناختن عناصر ضعيفى بود كه در ميان امت اسلامى زندگى مىكردند ، و چون خدا از پايان كارها با خبر است ، و از واقعيت آن پيمان شكنان آگاهى دارد ، و مىداند كه در مقابل پيغمبر ( ص ) به عذرها و بهانههايى مىپردازند جز آنچه در ضمير ايشان نهفته است ، اين مطلب را براى فرستادهء خود آشكار مىسازد تا در برابر آنان ايستار قاطعى براى خود انتخاب كند .
سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا
به زودى بازنشستگان از اعراب به تو خواهند گفت كه اموال و كسانمان ما را به خود مشغول داشته است پس براى ما آمرزش بخواه .
آيا چنين بهانهاى در چنين وضع حساس و قاطع زندگى امت اسلامى پذيرفتنى است ؟ آنان مرتكب خطاهايى شدهاند و اكنون مىخواهند دستگاه رهبرى را فريب دهند و با مجموعهاى از عذرهاى واهى رضايت او را جلب كنند و خوددارى از همكارى با مسلمانان و اطاعت از رهبرى را مشروع جلوه دهند ، و آنان با اين عمل خود ، علاوه بر پيمان شكنى ، خطاى ديگرى نيز مرتكب شدهاند و آن نفاق ورزيدن ايشان از طريق آوردن بهانههاى دروغين است ، ولى خدا آنان را رسوا خواهد كرد ، و حقيقت حال ايشان را به فرستادهء خود خبر خواهد داد ، و معلوم خواهد شد كه آنان در توبهء خود و بلكه در عذر آوردنهاى خود راستگو نبودهاند .
يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ
با زبانهاى خود چيزهايى مىگويند كه در دلهاى آنان وجود ندارد .
از نفاق و خيانت ، و شايد اين كلمه پيش از هر چيز با تظاهر آنان به پشيمانى از / 315 بازنشستگى و تخلف ورزيدن از انجام دستورهاى پيغمبر ( ص ) و اميدوارى آنان به طلب آمرزش پيغمبر براى ايشان قابل انطباق باشد .
آرى ، بهانه آوردنها گاه انسان را از مجازات شدن به دست افرادى از بشر