تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بر مىدارد ، و آنان را مشاهده مىكنيم كه تا زمانى از رهبر تبعيت مىكنند كه اين تبعيت با مصالح ايشان تعارض نداشته باشد ، و اگر جز اين باشد با بهانه‌هاى مختلف به تمرّد از دستور مىپردازند ، چنان كه چون پيغمبر ( ص ) به آنان فرمان حركت به سوى مكه داد ، از ترس عواقبى كه آنها را خطرناك تصور مىكردند ، عقب گرد كردند ، و هنگامى كه مسلمانان فاتحانه به مدينه باز گشتند ، با گذشتن از پلى ساخته شدهء از عذرها و بهانه‌ها به صفهاى مسلمانان پيوستند ، و اين همه جز براى آن نبود كه خط رسالت توجه به واقعيت را بر خود واجب ساخته بود ، / 310 ولى پروردگار ما كار را بدان گونه كه هيچ قيدى را بر آنان واجب نسازد رها نكرد ، و در عين حال بصيرتى براى مسلمانان فراهم آورد كه با آن بصيرت پيامبر پيشوا ( ص ) و مؤمنان پيرامون وى را در طرز عمل با اين گونه كسان راهنمايى مىكرد ، و براى قبول توبهء آنان شرط كرد كه اين توبه بايد توبهء نصوح ( پاك ) باشد و اعمال ايشان نمودارى از آن محسوب شود ، و در رو به رو شدنهاى بعدى با كفار تجلّى پيدا كند ، يعنى لازم است كه در آن برخوردها شايستگى خود را در وابستگى به خط رسالت و جامعهء مؤمنان نشان دهند ، و سخن محض و عرضه كردن عذرها هرگز نمىتواند سبب باز گشتن آنان به صف اسلامى باشد .

شرح آيات :

[ 8 ]
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
ما تو را گواه و بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاديم . شاهد به معنى حاضر است ، پس چگونه مىتواند اين معنى بر رهبر اطلاق شود ؟ شاهد عبارت از حاضرى است كه رفتار او مقياسى براى حق است ، و شهادت رسول بر امتش حجت بودن و مقياس عملى بودن وى براى خير و فضيلت است ، و ميزان واقعى بودن براى راهيابى و گمراهى ، و مقصود شاهد بودن وى ( ص ) حضور بدنى او در ميان مسلمانان نيست ، و اگر چنين مىبود نيازى به فرستاده شدن از جانب خدا نداشت كه در آن صورت تحصيل حاصل بود ، و سپس اين شاهد بودن