پيش از غروب آفتاب چنين نگفت : « سوگند به آن كه جان محمّد به دست او است كه مثل آنچه از دنيا گذشته نسبت به آنچه / 242 از آن باقى مانده ، مثل مقدار گذشتهء امروز شما به بازماندهء آن است ، و از آن جز اندكى بر جاى نيست » ، « 24 » و اين خود دلالت بر آن دارد كه ما در بخش پايانى دنيا زندگى مىكنيم . . . و از نشانههاى آن است بعثت خاتم فرستادگان كه پس از او تا روز قيامت فرستادهاى نخواهد آمد .
بعضى گفتهاند : شرايط و نشانههاى ساعت آنهاست كه در نصوص از انتشار فساد ياد شده ، و در آن شك نيست كه اين نيز از علامات قيام ساعت است كه عليه بدترين خلق خدا قيام مىكند .
چيزى كه هست نشانههاى ساعت - چنان كه به نظر مىرسد - همهء شواهدى را شامل مىشود كه راهنماى ما به قيام آن است ، و شواهد بر حسب اشخاص و امتها و دورانها با يكديگر متفاوت است . پس در اين شك نيست كه آنچه از عذاب ويرانى و هلاك براى امتهاى گذشته اتفاق افتاده از نشانههاى ساعت است و ما را به وقوع آن هدايت مىكند ، و حتى مرگ عزيزان و كوچ ابدى ايشان از دنيا ممكن است بيمدادنى براى ما باشد تا به توبه بپردازيم .
آرى ، علاماتى براى ساعت در نصوص آمده و حاكى از آن است كه بايد چشم به راه قيام ساعت باشيم ، در آن هنگام كه فساد جهانگير مىشود و صلاح از ميان مىرود ، چنان كه در حديث مأثور از عبد اللَّه بن عباس آمده است كه گفت : با رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله به حجّة الوداع رفتيم ، و او حلقهء در كعبه را گرفت و سپس رو به ما كرد و گفت : آيا مىخواهيد تا از نشانههاى ساعت شما را خبردار كنم ؟ و نزديكترين كسان در آن روز به وى سلمان رحمه اللَّه بود كه گفت : آرى ، يا رسول اللَّه ! پس او گفت : از اشراط ساعت ضايع شدن نمازها و پيروى از شهوتها است ، و ميل كردن به هوا و هوسها ، و بزرگ داشتن صاحبان مال ، و فروختن دين به دنيا ، پس در آن هنگام قلب مؤمن در داخل بدن او چنان گداخته مىشود كه
هامش
( 24 ) - تفسير نمونه ، ج 21 ، ص 451 به نقل از روح المعانى .