تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
خدا انسان را آفريد ، و او حامل خواستها و آرزوهايى است كه حدى ندارد ، و هر وقت كه به نعمتى دست مىيابد ، نفس او خواهان نعمتى ديگر مىشود ، و پروردگار نعمتهاى جهان ديگر را به ياد ما مىآورد كه آنها را به پرهيزگاران وعده كرده است ، و مىداند كه به آنها بسنده نمىكند ، و به همين سبب
مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ
را به دنبال آنها مىآورد ، مگر خدا و خرسندى او منتها حد آرزوى عارفان و منتها خواستهء خواستاران نيست ؟ اينك مىپرسيم : كدام يك بهتر است : اين كه از دنيا به آخرت منتقل شويم و به آن نعيم بزرگ معنوى و مادّى دسترسى پيدا كنيم ، يا اين كه به رو در آتش افكنده شويم و ذليل و خوار و رسوا در آن بمانيم ؟ !
كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ
همچون كسى كه در آتش جاودان است . از امير المؤمنين على ( ع ) حديث طويلى روايت شده است كه آن را به احنف بن قيس در توصيف اهل دوزخ گفته بود : پس بسيار در آن روز صلبهايى كه صدمه مىبيند ، و چهره‌هايى كه شكسته مىشود ، و زشت شده‌هايى كه گرفتار خوارى مىشوند ، كه غل جامعه كف دست او را خورده ، و طوق گردنش را چنين كرده است . اى احنف ! اگر آنان را مىديدى كه چگونه در دره‌هاى آن پايين مىروند ، و بر كوه‌هاى آن صعود مىكنند ، و لباسهايى فراهم آمدهء / 237 از پاره‌هاى قطران بر تن دارند ، و با فجّار و شياطين آن قرين شده‌اند ، و چون كژدمها و مارهاى آن به آزارشان مىپردازند ، و ندا دهنده‌اى در ميان ايشان بانگ بر مىدارد كه : اى اهل بهشت و نعيم آن ، و اى اهل و شايستهء زيورها و جامه‌هاى آن ، جاودان باشيد كه مرگى در پيش نيست ، و در اين هنگام است كه درها بسته و اميدشان قطع مىشود ، و چه بسيار پيرى كه فرياد بر مىدارد كه واى بر پيريم ! و چه بسيار جوانى كه بانگ بر مىدارد كه واى بر جوانيم ! و چه بسيار زنانى كه ندا مىكنند : واى بر رسواييم » .
وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً
و آب جوش به ايشان مىنوشانند . آن را البته نمىخواهند ، ولى تشنگى شديد آنان را وادار به خوردن آن