پيدا نكرده است .
پس عوارضى كه به شيرهاى دنيا آسيب مىرساند ، در آن جا وجود ندارد ، و ما اين را مىدانيم كه شراب يك نوشيدنى است كه كار خوراك را مىكند ، يا خوراكى تكاملى يافته است كه به صورت شربتى گوارا در آمده است ، ولى گاه به سبب سرعت جذب شدن جرثومههاى گوناگون به آن تغيير پيدا مىكند . ولى آخرت با جرثومهها مقاومت مىكند ، پس شير خوراك گوارايى مىشود كه هدف آن به وجود آوردن نيرو در بدن بهشتيان است .
/ 234
وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ
و نهرهايى از شراب براى لذت بردن نوشندگان ، كه از نوشيدن آن لذت مىبرند ، و از آن و عاقبت آن آزارى نمىبينند ، بر خلاف شراب دنيا كه خالى از تلخى و مستى و سردرد نيست ، پس چون آن را بنوشند ، نشاط و سر زندگى ايشان افزايش پيدا مىكند .
وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
و نهرهايى از عسل پالوده شده .
خالص و تهى شدهء از موم و كف و خاشاك و هر چه از ارزش آن مىكاهد ، و از همهء عيوبى كه در عسل دنيا ممكن است وجود داشته باشد ، پس آن براى اهل بهشت عنوان يك شيرينى دارد كه آن را مىچشند و از آن لذت مىبرند . مگر نه اين است كه شخص پس از خوردن غذا ميل به شيرينى مىكند ؟
اين انهار بدين گونه در بهشت روانند و شادى و سرور و اطمينان را در جانهاى اهل بهشت بر مىانگيزند تا چنان شود كه در وجود آنان ترس از گرسنگى در آينده يا آزمندى به خوراك در زمان حاضر پيدا نشود . آيا كسى كه در كنار آب گواراى فرات منزل داشته باشد ، از عطش بيم دارد يا حرص نگاه داشتن آب در مخزن براى آينده به خاطرش خطور مىكند ؟ هرگز . اهل بهشت چنيناند و خدا در جانهاى ايشان بى نيازى از آنچه را كه با چشمانشان از وفور نعمت مىبينند ، بر مىانگيزد .
وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
و براى ايشان از همه گونه ميوهها در آنجا