آتشين قرار دارد ، و در هر شاخه هفتاد هزار ميوهء آتشين ، و هر ميوه ، از زشتى و گندناكى ، همچو يك سر شيطان است ، و چسبيدهء به تخته سنگ ليز شده و فرو رفته در زمينى است كه همچون آيينهاى است .
شاخههاى اين درخت از آتش مشروب مىشوند و ميوهها و شاخههاى آن از آتش است ؛ پس به او مىگويند : اى بد بخت و شقى بالا بيا ، پس هر چه بالا مىرود ليز مىخورد و فرو مىافتد ، و پس از هر افتادن بار ديگر رو به بالا مىرود ، و بدين گونه هفتاد هزار سال در عذاب به سر مىبرد ، و چون ميوهاى از آن را بخورد ، آن را تلختر از صبر مىيابد ، و گندناكتر از مردار و سختتر از آهن ، و چون به شكمش در آيد در آنجا همچون آب جوشان به جوشش در مىآيد ، پس به ياد چيزهايى مىافتند كه در دنيا از طعامهاى پاكيزه مىخوردند » . « 22 » آيا اين سرنوشت بد را بر عاقبت پرهيزگاران ترجيح مىدهيم ؟ و بدين گونه قرآن اندازهء تفاوت ميان مؤمن و كافر را بيان مىكند تا ما به ظاهر امر نگاه نكنيم و چنان گمان بريم كه آن و اين با يكديگر برابرند ، يا حالت ايمان و حالت كفر را برابر با يكديگر بشماريم ، و با اهمال و غفلت خويش به سوى كفر كشيده شويم ، و پناه بر خدا از پايان كار كافران .
/ 239 [ 16 ] و قلبهاى احاطه شدهء با هوا و هوسى نمىتواند بصيرتهاى قرآن را بفهمد ، ولى آن كس كه از پردههاى شهوات خود را نگاه دارد ، انوار هدايت را دريافت خواهد كرد . مگر خدا نگفته است :
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ
تو كسى را مىتوانى بيم دهى كه از ذكر ( قرآن ) پيروى كند و از خداى مهربان در نهان بترسد » .
اين اصل و مبدأ است ، و بر ما است كه براى گشودن معماهاى زندگى هميشه به اصول و مبادى باز گرديم . پس اگر در جستجوى بهشتى ، نخست روش انديشيدن خويش را در جانت اصلاح كن ، و از هواى نفس پيروى مكن و به حق
هامش
( 22 ) - همان جا .