تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
لذا بدون برهان و بيّنه حركت نمىكند ، و گامى بر نمىدارد مگر آن گاه كه بداند كه آن را در جاى سالم خواهد گذاشت ، و همچون كسى است كه با خود چراغى دارد كه پيش پاى او را شب هنگام روشن مىكند و آن گاه به راه رفتن مىپردازد ، و كافر و منافق بر عكس اين است . او در تاريكيهاى باطل سرگردان است ، بدان سبب كه انگيزهء اساسى او هواى نفس است : « و بسا خرد كه اسير فرمان هوا است » . « 16 » / 232 مؤمن در يك زندگى راستين به سر مىبرد ، چرا كه در چارچوب حق زندگى مىكند و احتياجى به دروغگويى و بهانه آوردن و ناحق را به دروغ حق جلوه دادن ندارد ، در صورتى كه پيروان هواى نفس در پيچيدگى و عذرها و قلب را سر و جلوه دادن زندگى مىكنند . ضماير ايشان باطلشان را طرد مىكند ، هر چند براى آنها آراسته و به حق پوشانده باشند و با معاذيرى آن را حق جلوه دهند . كسى كه عسل مىخورد ، نيازى به آميختن آن با چيز ديگر ندارد ، در صورتى كه آن كس كه علقم مىچشد ، آن را نمىپسندد مگر آن كه پاره‌اى حوا را با آن بخورد . حق و باطل نيز چنين است . آيا حاكم انتخاب شدهء به پاكيزگى و عمل كنندهء به عدل و حكيم و راستگو و صالح ، همچون حاكم ظالم و تبهكار و طاغى نيازى به تبليغات دارد ؟ و چنين است كه دولتها هر چه در ستمگرى پيشتر روند بر هزينهء تبليغات خود مىافزايند . چنان كه در بيشتر فلسفه‌هاى بشرى مشاهده مىكنيم ، بيشتر آنها را آفريده شدهء براى آن مىيابيم كه واقعيت فاسدى را خوب و شايسته جلوه‌گر سازند ، خواه براى افراد بوده باشد يا براى جماعتها ، و در دوره‌هاى گذشته نظريات فراوانى همچون مرجئه و قدريّه براى خوب جلوه دادن واقعيت فاسد براى افراد انتشار پيدا كرد ، به همان گونه كه در روزگار جديد تباهى جنسى چنين مىكند ، و اروپا را بى بند و بارى و بيشرمى و بذله گويى فرو پوشانده است ، و فرويد نظريهء جنسى معروف خود را آورده است .
هامش
( 16 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار ، شمارهء 211 .