موجودات با او ، انسان را به طاعت از او مىكشاند و اگر طاعتى تحقق نيافت بايد معرفت اجمالى اوليه را تصحيح كرد و عمل نيز تأثير در روشنتر و حقيقىشدن معرفت مىگذارد و مطابق روايات ، ايمان امر قلبى است كه با عمل مطابق آن ، در قلب تثبيت و تدريجاً تقويت مىشود و بر تمامى اعضا و جوارح انسان پخش است و هر عضوى يك وظيفهى ايمانى دارد كه اگر به وظيفهاش عمل نكرد ، ايمان ناقص است . « 1 » پس با توجه به اين آيهى شريفه : « اليه يصعد الكلم الطيب و العملالصالح يرفعه » ، « 2 » ( كلمات پاكيزه ( اعتقادات حق ) به سوى خدا بالا مىرود و عمل صالح آن را بالا مىبرد ) و نيز آياتى كه آثار ايمان و عمل صالح را بيان مىكند ، نتيجه مىگيريم كه ايمان صحيح در هر درجهاى كه باشد با عمل صالح تأثير ويژهاى بر قلب و حقيقت وجود انسان مىگذارد و موجب مىشود ارتباطش با عالم غيب و واقعيات عالم عينى شود و آن را بهگونهاى در وجودش بيابد ، با اين كه تمامى انسانها خواهناخواه به سوى حقتعالى در حركتاند : « يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا فملاقيه » ، « 3 » ( اى انسان تو با هر گونه تلاش و رنجى به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات مىكنى ) ، اين ملاقات آگاهانه است و بالاتر از رجوع موجودات به خداوند متعال است ، لذا اين ملاقات دوگونه است : يا سرورآور است اگر با ايمان و عمل صالح باشد ، يا حزن و عذابآور است اگر با انكار و يا تكذيب اعتقادى يا عملى مستمر نسبت به حقتعالى باشد ، چنان كه در ادامهى آيهى
هامش
( 1 ) - همان ، ج 2 ، ص 33 ، روايت 1 .
( 2 ) - سوره فاطر ، آيه 9 .
( 3 ) - سوره انشقاق ، آيه 6 .