فوق اين تقسيمبندى وجود دارد ، « 1 » و اين آيه اين معنا را نيز تثبيت مىكند : « كلا بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون كلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون » ، « 2 » ( چنين نيست كه كافران مىپندارند بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است ، نه چنين است ، بلكه ايشان در آن روز از پروردگارشان محجوبند ) ، با اين كه آيات قيامت دلالت مىكند حقايق در آن عالم به ويژه ارتباط وجودى با حق تعالى براى همگان مكشوف مىشود : « و يعلمون ان الله هو الحق المبين » ، « 3 » ( و مردم مىفهمند كه خداوند حق آشكار است ) ، يعنى اين گروه ( محجوبين ) از كشف اين حقيقت و بههمخوردن روابط ظاهرى و نظام اسباب ، بهرهى خوبى نمىبرند ، اگر چه آن را مىيابند . بنابراين هر يك از اعتقادات و اعمال صالح ارتباط وجودى انسان را با حقايق عالم و حقتعالى ، ظهور داده و تثبيت مىكند زيرا اين ارتباط خواهناخواه وجود دارد و در مقابل اعتقادات باطل و يا اعمال مستمر ناپسند ، استفادهى مطلوب از آن ارتباط وجودى را قطع كرده و انسان را به دورى و سپس عذاب و رنج مبتلا مىگرداند ، چنانكه حضرت موسى بن جعفر - عليهماالسلام - مىفرمايد : به راستى خداوند تبارك و تعالى مؤمن را با روحى از جانب خويش تأييد مىكند ، در هروقتى كه احسان كرده و تقوا داشته باشد و آن روح از او غايب مىشود در هر وقتى كه گناه و تجاوز كند ، پس اين روح با او همواره در حال سرور است و هنگامى كه احسانى مىكند از روى سرور به حركت درمىآيد و هنگامى كه
هامش
( 1 ) - سوره انشقاق ، آيه 7 و 15 .
( 2 ) - سوره مطففين ، آيه 14 و 15 .
( 3 ) - سوره طور ، آيه 25 .