رابطهى بندگى خدا با معرفت او
شناخت انسان به حقتعالى هرگونه باشد ، بندگى او نيز نسبت به حقتعالى به همان نحو است ، چنان كه از روايت بالا استفاده مىشود و انسان براى بندگى صحيح هرچند در پايينترين مرتبهى آن باشد بايد ديدگاه صحيح توحيدى داشته باشد لذا امامصادق - عليه السلام - اين معارف را به گونهى ديگر بيان مىفرمايد : كسى كه خدا را با توهم ( تصوير يا مفهوم و تخيلات ذهنى ) بندگى كند ، كافر شده است و كسى كه اسم را بدون معنا بندگى كند ، كافر شده است و كسى كه اسم و معنا را بندگى كند مشرك است و كسى كه معنا را بندگى كند با واقع كردن اسما بر او به واسطهى صفاتى كه او خودش را با آنها توصيف كرده است و قلباش به آن معتقد شود و زبانش در باطن و آشكار به آن گويا باشد . پس ايشان اصحاب اميرالمؤمنين - عليه السلام - هستند و در روايت ديگر آمده است ، ايشان مؤمنين حقيقى هستند . « 1 »
اين حقيقت در فرمايش رسولخدا - صلىالله عليه وآله - به اباذر - رضوانالله عليه - نيز آمده است :
« يا اباذر اعبدالله كأنَّكَ تراه ان كنت لاتراه فانه يراك و اعلم ان اول عباده الله المعرف - ة به فهو الاول قبل كل شيء فلاشيء قبله ، و الفَرد فلاثاني له و الباقي لا الي غاي - ة ، فاطر السماوات و الارض و ما فيهما و بينهما من شيء و هواللطيفالخبير و هو علي كل شيء قدير ، ثمالايمان بي و الاقرار بانالله تعالي ارسلني الي كاف - ة الناس بشيراً و نذيراً و داعيا اليالله باذنه و سراجا منيراً ، ثم حب اهل بيتيالذين اذهبالله عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا » ، « 2 »
( اى اباذر ، خدا را به
هامش
( 1 ) - توحيد صدوق ، ص 220 ، روايت 12 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 77 ، روايت 74 .