مىشود و رسيدن به اين مرتبه شرايط زيادترى را نسبت به درك واقعيات بهطور صحيح ، لازم دارد .
بنابراين اهداف عرفان عملى در اسلام اين است كه انسان به درجهاى از معرفت صحيح به حقتعالى و درك رابطهى وجودى خود و موجودات با او از راه التزام عملى به راهى كه خداوند براى رسيدن به خودش معرفى كرده ، نايل شود تا بالاترين مرتبهى آن كه تمام وجودش معرفت و شناخت از حقتعالى شود كه در فصل بعد به آن اشاره مىشود .
ضرورت عمل در رسيدن به عرفان
با توجه به مطالب گذشته ، نتيجه گرفته مىشود كه تمامى همت دين و اولياى آن ، اولًا ، تبيين صحيح معارف عقلى و اخلاقى و عملى براى انسان است كه ماهيت او در فهميدن و رسيدن به اين سهبعد شكل مىگيرد : « قل كل يعمل علي شاكلته » ، « 1 » ( بگو : هر كس طبق روش خلق و خوى و طرز تفكر و روحيات خود عمل مىكند و ثانياً ، ترغيب او از راههاى گوناگون براى حركت در اين مسير و رسيدن به حقتعالى است ، از اين جهت رابطه ، تنگاتنگى بين عمل و معرفت است چنان كه امامصادق - عليه السلام - مىفرمايد : خدا عملى را جز با معرفت قبول نمىكند و معرفت نيز جز با عمل ( شكل و تثبيت ) نمىشود ، پس كسى كه عمل نكند معرفت ندارد ، « 2 » از اين فرمايش نورانى استفاده مىشود كه شناخت صحيح ابتدايى از خدا و رابطهى وجودى خود و
هامش
( 1 ) - سوره اسراء ، آيه 84 .
( 2 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 44 ، روايت 2 .