آفريديم ، براى ايشان دلهايى است كه با آن ( نمىانديشند ) و نمىفهمند و چشمانى است كه با آن نمىبينند و گوشهايى است كه با آن نمىشنوند ، آنها مانند چهارپايانند ، بلكه گمراهترند ، ايشان همان غافلانند ) ، در حالى كه خداوند متعال انسان را خليفهى خود معرفى مىكند : « اني جاعل في الارض خليفه » ، « 1 » ( من در روى زمين جانشين قرار مىدهم ) و او را نيز داراى ظرفيتى قرار داده كه مىتواند حقايق اسماى الهى را درك شهودى كند به گونهاى كه ملائكهى مقرب خويش را به اين مرتبه قرار نداد : « و علم آدمالاسماء كلها » ، « 2 » ( و خدا تمامى اسما را به آدم تعليم كرد ) و آن موجودات شريفه را خاضع در برابر او و خدمتگزارش قرار داد : « و إذ قلنا للملائك - ة اسجدوا لآدم » ، « 3 » ( و ياد كن هنگامى را كه به ملائكه گفتيم كه براى آدم سجده كنند ) و به طور خاص به او خطاب كرده است : « يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحاً فملاقيه » ، « 4 » ( اى انسان تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات مىكنى ) و نسبت به كسانى كه اين استعدادهاى خويش را به فعليت رساندند ، تعبيرات گوناگونى را به حسب مرتبه اين شكوفايى به كار برده است ، بعضى از تعبيرات مخصوص مرتبهى معينى از كمال معنوى انسان است ، مانند « صالحين » ، « صديقين » و « مقربين » كه نشاندهندهى بالاترين درجهى كمال وجودى انسان است ، اگر چه ويژگىهاى اين عناوين را ذكر نكرده است و تنها از به كار بردن آنها براى
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 30 .
( 2 ) - همان ، آيه 31 .
( 3 ) - همان ، آيه 35 .
( 4 ) - سوره انشقاق ، آيه 6 .