ابتدا كننده يگانه موجود اول ، همواره يگانه است و چيزى با او نيست ، فرد است ، دومى با او نيست ، نه معلوم است و نه مجهول ، و نه محكم و نه متشابه و نه ياد شده و نه فراموش شده و اسم چيزى از اشيا غير خودش بر او واقع نمىشود . اين كلام عميق ، بالاترين نسبت به وحدانيت مطلقهى الهى است يعنى او حقيقتى است كه هيچ اشاره و توجهى حقيقتاً نمىتوان به او كرد ، زيرا هيچ اسم و رسمى ندارد به گونهاى كه گفته شود : معلوم است يا مجهول ، ياد شده است يا فراموش شده ، زيرا اگر اسم و رسمى داشته باشد يا بتوان حقيقتاً به او اشاره كرد ، لازم مىآيد كه فردى و كسى در مقابل او و با او باشد ، لذا امامباقر - عليه السلام - هستى مطلق او و نسبت غير او را با او اين گونه معرفى مىكنند :
« انالله تبارك و تعالي كان و لاشي غيره . . و كذلك هو اليوم و كذلك لا يزال ابداً » ، « 1 »
( به راستى خداوند تبارك و تعالى بود و چيزى غير او نبود . . . و او امروز نيز اينگونه است و همواره ابداً اينگونه خواهد بود ) و امامصادق - عليه السلام - نيز مىفرمايد
: « ان الله تبارك و تعالي . . . ليس شيء غيره . . . كذلك لميزل ولايزال ابد الآبدين » « 2 » :
به راستى خداوند تبارك و تعالى . . . چيزى غير او نيست . . . همواره اين چنين بوده و همواره تا ابد اينگونه خواهد بود . از اينبيانات استفاده مىشود كه موجودات حقيقتى ندارند كه در مقابل حقتعالى باشند تا غير او به حساب آيند چنان كه ذكرى كه به زبان على - عليه السلام - در روز جنگ بدر و صفين جارى بود به اين حقيقت دلالت دارد : « يا هو يا من لا هو الا هو » ؛ « 3 » ( اى حقيقت مطلق ، اى كسى كه حقيقتى جز او نيست ) ، با توجه
هامش
( 1 ) - همان ص 128 ، روايت 8 .
( 2 ) - همان ، ص 140 ، روايت 5 .
( 3 ) - همان ، ص 89 ، روايت 2 .