يعنى علاوه بر اين كه در معرفى حقتعالى از راه بيان آيات و آثار او وارد شدهاند ، از راه معرفى مستقيم ذات حق و سپس كمالات ذاتيهى او و مراتب فعل او نيز وارد شدهاند . از طرفى اثبات حقتعالى را بديهى مىدانند « 1 » و مىفرمايند : موجودات غير او را اراده نمىكنند . « 2 » و از سويى مىفرمايند : به واسطهى عقل مىتوان به معرفت او رسيد و با فطرت عقل حجت او ثابت مىشود ، « 3 » و در مقام معرفى خدا مىفرمايند : حدى براى او نيست كه به آن منتهى شود . « 4 » در عين حال در موارد گوناگون به وحدانيت مطلقهى او تصريح شده است ، على - عليه السلام - مىفرمايد : «
الذي لميزل و لايزال وحدانياً ازلياً قبل بدء الدهور و بعد صرف الامور » . « 5 »
خدا آن كسى است كه همواره در گذشته و آينده يگانه است قبل از شروع زمانها ، ( و بعد از گذشت امور ) ، امامرضا - عليه السلام - نيز مىفرمايند :
« اما الواحد فلميزل واحداً كائناً لا شيء معه بلاحدود و لااعراض و لايزال كذلك » . « 6 »
اما خداى واحد همواره يگانه بوده است بهگونهاى كه چيزى با او نبوده بدون داشتن حدود و عرضى و همواره اينگونه خواهد بود و نيز مىفرمايند :
« ان الله المبدي الواحد الكائنالاول ، لميزل واحداً لاشيء معه ، فرداً لا ثاني معه ، لامعلوماً و لامجهولًا و لامحكماً ولامتشابهاً ولامذكوراً ولامنسياً ولايقع عليه اسم شيء منالاشياء غيره » . « 7 »
به راستى خداوند
هامش
( 1 ) - همان ، ص 31 ، روايت 1 .
( 2 ) - همان ، ص 47 ، روايت 9 .
( 3 ) - همان ، ص 34 ، روايت 2 و ص 44 ، روايت 4 .
( 4 ) - همان ، ص 31 ، روايت 1 و ص 98 ، روايت 4 و 9 و 12 و 13 .
( 5 ) - همان ، ص 41 ، روايت 3 .
( 6 ) - همان ، ص 43 ، سطر 22 .
( 7 ) - همان ، ص 435 ، روايت 12 .