كيفيت رابطهى حقتعالى مطابق ديدگاه توحيدى
با توجه به اين ديدگاههاى عميق توحيدى ، نحوهى رابطه برقراركردن انسان با حقتعالى بسيار عميقتر مطرح مىشود ، زيرا اولًا ، مرتبهى وجود او به عنوان مظهر اتم حق تعالى نسبت به موجودات اين عالم خواهد بود و معناى خليفهى او بودنش متفاوت مىشود ، با ديدگاه اوليه از اين معنا ، ثانياً ، عبوديت او نسبت به خدايى است كه واحد مطلق است و همواره با او است ، ثالثاً ، رجوع انسان به حقتعالى حقيقت ديگرى پيدا مىكند نه تنها به اين صورت باشد كه عالم ديگرى خواهد بود به نام قيامت يا اسامى ديگر ، كه مواقفى دارد و انسان در آن به پاداش خود مىرسد ، بلكه با اين كه تمامى اين مطالب حق است ، لكن رجوع حقيقى به حقتعالى به اين معنا است كه حقتعالى براى كسى كه راه عبوديت او به طور كامل پيموده است ظهور تام پيدا مىكند و روشن مىشود كه او حق مطلق است . براى كسى كه راه عبوديت او را به طور كامل پيموده است ، ظهور تام پيدا مىكند و روشن مىشود كه او حق مطلق است و تمامى آيات و حقهاى نسبى ، حقبودنشان به او است . اين حقيقت براى همگان نيز به فرمودهى قرآنكريم هنگام ظهور قيامت ، روشن مىشود . « 1 » اينها گوشهاى از معارف توحيدى قرآنكريم بود كه خداوند متعال حقايق را به لحاظ مراتب فهم انسانها در قالب بيانات گوناگون القا كرده است با اين كه حقيقت يك چيز بيش نيست و مراتب بيانات توحيدى قرآنكريم تمامى آنها به همان يك حقيقت دلالت مىكند ، لكن هركس به اندازهى فهمش آن را درك مىكند و اگر در رسيدن به آن حقيقت تقصير نكرده باشد معذور خواهد بود و
هامش
( 1 ) - سوره نور ، آيه 25 .