5 - اين بيانات نيز ممكن است نقصى در ديدگاه توحيدى به حضرت حق به ذهن بياورد و آن نوعى كثرت در ذات مقدس ربوبى است ، لذا عميقترين بيان در معرفى خداوند متعال براى پيامبر اسلام - صلىالله عليه وآله - از جانب ذات كبريايى نازل مىشود كه در هيچ يك از اديان توحيدى چنين كلامى سابقه ندارد و آن سورهى توحيد است كه در روايات « 1 » نسبت پروردگار معرفى شده است . در آن سوره خداوند تبارك و تعالى اولًا ، احد مطلق دانسته شده كه هيچ تعددى براى او تصور نمىشود و اسماى حسناى او و نيز كمالات موجودات به نحو وحدت و بساطت براى حقتعالى موجود است ، و ثانياً ، بىنياز مطلق است در هستى و شئون آن ، كه نه تركيبى خارجى دارد و نه وهمى و نه عقلى ، و ثالثاً ، ايجاد او به صورت توليد از خويش نيست و به صورت تركيبكردن اشياى موجوده نيز نمىباشد ، چون در هيچيك از هستى و ايجاد در هستى ، شريكى ندارد و خداوند در آنها نيز مانند آفريدههايش نمىباشد و در حقيقت با حفظ وحدت و بساطت مطلقهى وجودى حقتعالى ، همواره اول و آخر و ظاهر و باطن است و موجودات تنزل از خزاين غيب الهى يافتهاند ، رابطهى وجودى آنها با حقتعالى بسيار ظريف و عميق مطرح مىشود بهگونهاى كه آنها تجلى حقتعالى مىباشند و در هيچ يك از هستى و كمالات آن جز او را نشان نمىدهند ، چون ابتدائشان از او است و به او نيز برمىگردند ، ( او آخر است ) و ظاهرشان حق است و باطنشان نيز حق است ، لذا در آيات متعددى از قرآن كريم آنها به عنوان نشانه و آيهى مطلق حقتعالى معرفى شدهاند « 2 » كه هيچگاه آيه از ذوالآيه جدا نيست .
هامش
( 1 ) - توحيد صدوق ، ص 93 روايت 5 .
( 2 ) - سوره نحل ، ايات 11 ، 13 ، 65 ، 67 ، 69 ، سوره شعراء آيات 8 ، 7 ، 67 ، 103 ، 121 ، 128 و 139