چشمها او را نمىبيند ، « 1 » او هر روز در شأنى است ، « 2 » سوگند به تدبيركنندگان امور ، « 3 » نتيجه مىگيريم كه خداوند جسم نبوده و ويژگىهاى جسمانى را ندارد و موجودات حدوثاً و بقائاً به افاضلهى او هستى و شئون هستى را دارند و آنها نيز مرتبهى پايينترى دارند كه بدون واسطه از او افاضه شوند و با توجه به اين نتايج ؛ درك عميقترى از حق تعالى و افاضهى او و رابطهى وجودى موجودات با او حاصل مىشود .
3 - در عين حال اين درك نيز نواقصى دارد كه با مرتبهى وجودى حضرت حق كه آيات ديگر قرآنى به ما ارايه مىدهد ، مناسبت ندارد ، چون از آيات و مطالب فوق ابتدا به ذهن مىرسد كه اولًا ، خداوند وجودش جداى از موجودات است و ثانياً ، آفرينش او مانند آفرينشهاى معمولى است كه كسى با استفاده از امور موجود و جمعكردن آنها با نظم و علم خاصى چيزى را مىسازد و نيز آن وسايط با اختيارى كه به آنها داده شده در تدبير امور دخالت دارند .
لكن با عميقترشدن در آيات قرآنى استفاده مىكنيم كه اولًا ، حق تعالى احاطهى وجودى به هر چيزى دارد ؛ « 4 » و ثانياً ، ايجاد او به صورت آنى است ، همين كه چيزى را اراده كند آن چيز تحقق مىيابد ، « 5 » با اين كه اشياى مادى نياز به زمينههايى دارند كه آنها را آفريده باشد ؛ و ثالثاً ، وسايط فيض استقلالى در برابر خداوند ندارند ، بلكه فعل آنها فعل خداوند است از اين جهت يك
هامش
( 1 ) - سوره انعام ، آيه 103 .
( 2 ) - سوره الرحمن ، آيه 29 .
( 3 ) - سوره نازعات ، آيه 5 .
( 4 ) - سوره فصلت ، آيه 54 .
( 5 ) - سوره يس ، آيه 54 .